یکشنبه 1 اسفند 1395   
 
تابعيت درحقوق ایران
تابعیت درحقوق ایران
 

همکاران گرامی

با سلام

مباحث حقوقی مطروحه در چندین بخش ارائه خواهد شد و بمنظور مشارکت فعال مخاطبین سعی می شود در پایان هر قسمت سوالاتی که جنبه کاربردی دارد مطرح و به بهترین پاسخهای واصله هدایایی تعلق خواهد گرفت

 

(بخش اول)
تابعیت در حقوق ایران

تابعیت نشان دهنده رابطه سیاسی،حقوقی و معنوی هر شخص حقیقی یا حقوقی با دولتی معین است و منشا ‌حقوق و تکالیف شخص قلمداد می شود. مقصود از دولت شخصیت حقوقی مستقلی است که از چهار عنصر جمعیت، سرزمین ،حکومت و حاکمیت مستقل تشکیل شده است و از لحاظ بین المللی دولتهای دیگرآن را به رسمیت شناخته اند.

تابعیت رابطه ای سیاسی است زیرا فردی که تابعیت دولتی را کسب می کند موظف به تکالیفی از جمله پرداخت مالیات و اطاعت از قدرت حاکمیت و خدمت وظیفه و ... است و رابطه ای است حقوقی زیرا در بعضی از کشورها مقررات راجع به تابعیت در قانون اساسی ذکر می شود و این مساله ناشی از آن است که دولتها آن را ناشی از قدرت و حاکمیت خود می دانند و رابطه ای معنوی است چون فرد خود را متعلق به آن دولت خاص می داند و شناسنامه اش او را بطور رسمی ملحق به آن دولت می کند و هر جا که باشد خود را تبعه آن دولت می داند مقررات مربوط به تابعیت ایران در جلد دوم قانون مدنی مواد 976 الی 991 ذکر شده و این اصطلاح در اصول قانون اساسی در اصل 41 و 42 آمده است.

دولتها در وضع قواعد تابعیت و یقین تابعیت افراد آزادند اما واقعیتهای عینی و مصالح سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و نیز اصول بین المللی حاکم بر تابعیت که در اسناد مختلف بین المللی آمده دولتها موظف به رعایت آن می باشند ،آنها را محدود می سازد. اصول عبارتند از :

1. ضرورت تابعیت و نفی بی تابعیتی : دولتها باید به گونه ای در زمینه تابعیت قانونگذاری کنند که فرد به محض تولد دارای تابعیت دولتی شود و هیچگاه فاقد تابعیت نگردد برای این منظور دولتها برحسب شرایط و مصالح خود با استناد به نسب یا زادگاه یا احیانا اقامتگاه یا به صورت مختلف تابعیت افراد را در هنگام تولد تعیین می کنند.

2.ضرورت وحدت تابعیت: دولتها باید به گونه ای قانونگذاری کنند که هر فرد تنها دارای یک تابعیت باشد.

3.تغییرپذیری تابعیت : بر اثر اراده فرد یا به سبب عواملی چون ازدواج و تغییر تابعیت والدین فرد
 می توانند ضوابط قانونی تابعیت دولتی را ترک کند و تابعیت دولت دیگری را بدست آورد.

4.ممنوعیت سلب تابعیت : در گذشته مواردی از سلب تابعیت در نتیجه پناهندگی یا به عنوان مجازات برخی جرایم وجود داشت اما امروزه سلب تابعیت از جانب دولت ممنوع است.

 از لحاظ حقوقی وقتی فردی بدنیا آمد تابعیت دولتی به او تحمیل می شود که این تحمیل تابعیت به دو طریق خون (blood system)و دیگری به طریق
 خاک(soil system) که به آن تابعیت اصلی می گویند انجام می شود و تابعیتی که فرد پس از تولد با انتخاب خود و موافقت دولتی که خواستار تابعیت آن است بدس می آورد ،‌تابعیت اکتسابی نام دارد.

سیستم خون :‌در این سیستم تابعیت از طریق نسب به طفل تحمیل می شود و ما آن را تابعیت نسبی می نامیم و این سیستم براساس اماره ای است که ظاهرا از نیت افراد استنباط می شود یعنی ظن غالب می رود که فرزندی که مثلا از پدر و مادر ایرانی متولد شده است بخواهد تبعه ایران باشد. روش دولتها در اعمال این سیستم یکسان نیست گاهی باید هم پدر و هم مادر تابعیت کشوری را داشته باشند تا دولت ، فرزند آنها را تبعه خود بدانند اما بعضی از کشورها تابعیت یکی از والدین را برای تحقق تابعیت فرد کافی می شمارند و بعضی از کشورها قائل به رجحان تابعیت یکی از والدین شده اند و تابعیت دیگری را از این حیث کان لم یکن تلقی کرده اند. قانون ما راه حل اخیر را پذیرفته است. بنابراین فرزندانی که از پدر ایرانی بوجود آمده اند اگرچه در خارج از کشور ایران متولد شده باشند ایرانی خواهند بود و در اسلوب تابعیت ایران برای مادر سهمی شناخته نشده است. بند 2 ماده 978 قانون مدنی می گوید : " کسانی که پدر آنها ایرانی است اعم از اینکه در ایران یا در خارجه متولد شده باشندتبعه ایران محسوب می شوند.

سیستم خاک : بموجب این اصل تابعیت را از روی محل تولد شخص مشخص می نمایند یعنی هر شخص تابعیت کشور محل تولد خود را دارد امروزه اکثر دولتها به سیستم خاک عمل می نمایند به ندرت کشوری یافت می شود که آن را نپذیرفته باشد باید اضافه کرد که گستره اصل خاک محدود به تولد شخص در یک سرزمین نیست بلکه اقامت او را در یک کشور باید از اجزای اصل خاک شمرد و چنانچه شخص در یک کشور به مدت طولانی اقامت کند شرط تحصیل تابعیت آن را بدست می آورد . سیستم خاک از ایجاد تابعیت مضاعف و گاهی بی تابعیتی جلوگیری می کند.