مقاله ها
 
 
 

 

مقاله :
 

 

 

پژوهش با فرضیه آغاز می شود نه با پرسش

 

نویسنده : اشتریان، کیومرث

چکیده:

داشتن یک پرسش برای آغاز کار پژوهشی کافی نیست.پژوهش عملا با فرضیه آغاز می‏شود و نه ضرورتا با طرح یک سوال.خلائی که این مقاله در پی پر کردن آن است عبارتست از:1-نشان دادن اهمیت فرضیه برای«آغاز عملی»کار پژوهش، 2-رابطه فرضیه با مسأله پژوهش، 3-تمرکز بر فرضیه های پژوهشی در علوم سیاسی و 4-ساده سازی مباحث مربوط به فرضیه برای دانشجویان دوره کارشناسی علوم سیاسی.کار پژوهش را بدون فرضیه نمی‏توان آغاز کرد.ممکن است انسان دهها و صدها پرسش در ذهن داشته باشد ولی تنها برای اندکی از این پرسش‏هاست که حدسی یا گمانی یا فرضی یا نظری در ذهن دارد.تنها در این حالت است که می‏توان پژوهش را شروع کرد.پرسش به خودی خود عقیم است.پرسش مطلق، بهت و ابهام را در پی دارد.اما جرقه پژوهش و انگیزه تحقیق آنگاه به وجود می‏آید که پاسخی احتمالی و ابتدایی در ذهن نقش می‏بندد و انسان جستجو گر را به تکاپو برای وارسی یا ارزیابی یا اثبات یا رد این پاسخ احتمالی وا می‏دارد.

بر خلاف آنچه‏که بسیاری تصور می‏کنند این پرسش نیست که انسان را وادار به تحقیق می‏کند.پرسش روی دیگر سکه بهت است.در یک ارزیابی دقیق پرسش صرف یک ابهام گنگ و فلج کننده است.پرسش تردید است و تردید حرکت را از انسان می‏گیرد این، پاسخ احتمالی است که انگیزه حرکت است و انسان را وادار می‏کند که از خواب تردید بیدار شود.پرسش نوعی جهل است و جهل(بویژه اگر مرکب باشد)هیچ حرکتی را برای آغاز تحقیق بر نمی‏انگیزد.

 

مقدمه

سخن اصلی این مقاله آن است که داشتن یک پرسش برای آغاز کار پژوهشی کافی نیست.

پژوهش عملا با فرضیه آغاز می‏شود و نه ضرورتا با طرح یک سوال.توجه به واژه‏های«عملا»و «آغاز»در این جمله اساسی است.این سخن بدان معناست که یک پژوهشگر با داشتن یک پرسش در مقام بهت و سرگشتگی است.این سرگشتگی می‏تواند باعث بی‏تحرکی و خمودگی شود؛پرسش به خودی خود بهت‏آور و خنثی است.تنها فرضیه است که پژوهشگر را وادار به حرکت برای تأیید و تکذیب می‏نماید.

این مقاله از سنخ مقاله‏های مقدمه‏ای(Introduction)نیست.از این‏رو ضرورتا در پی آن نیست تا شرحی جامع از مبحث فرضیه در علوم اجتماعی را بیان نماید.چنین کاری هم در تألیفات و هم در ترجمه‏ها به وفور انجام شده است که در پایان این مقاله به تعداد اندکی از آنها اشاره شده است.هرچند به هرحال ناچاریم به فراخور حال به برخی از مباحث مقدماتی (همچون تعریف فرضیه، ویژگی‏های یک فرضیه«خوب»و...)نیز بپردازیم.خلائی که این مقاله در پی پر کردن آن است عبارتست از:1)نشان دادن اهمیت فرضیه برای«آغاز عملی»کار پژوهش، 2)رابطه فرضیه با مسأله پژوهش، 3)تمرکز بر فرضیه‏های پژوهشی در علوم سیاسی و 4)ساده‏سازی مباحث مربوط به فرضیه برای دانشجویان دوره کارشناسی علوم سیاسی.

1.     تعریف فرضیه، ضرورت‏ها و ویژگی‏ها

فرضیه به دو گانه متفاوت تعریف شده است که ما آنها را تعاریف وصفی و تعاریف واقعی می‏نامیم.مقصود ما از تعاریف وصفی آن دسته از تعاریف است که فرضیه را به گونه‏ای کم و بیش شاعرانه وصف می‏کنند:«عصایی در دست یک فرد نابینا»، «یک نورافکن بسیار قوی که پژوهشگر جلوی پای خود روشن می‏کند»(خورشیدی و قریشی، 1381، صص 94-81).«حالتی یا اصلی که اغلب بی‏آنکه اعتقادی نسبت به آن موجود باشد، پذیرفته می‏شود تا بتوان از آن نتایج منطقی استخراج کرد»(فرهنگ و بستر).چنین تعاریفی همچنان که از نامشان پیداست اغلب وصفی و شاعرانه هستند و در عین مفید بودن نمی‏توانند بیانگر دقیق چیستی فرضیه باشند.مثلا در این عبارت که درخت چیست؟می‏توان پاسخی شاعرانه داد و گفت درخت قامت بلند تمناست.(«تو قامت بلند تمنایی ای درخت»)اما این تعریف به ما نمی‏گوید که درخت روینده‏ای زنده و معمولا راست قامت است که از چوب و شاخ و برگ و...تشکیل شده است.

بنابراین ضمن اینکه باید پذیرفت که تعاریف وصفی قابل استفاده‏اند اما در کاربردها باید به محدودیت‏های آنها و ناقص و ناکافی بودن آنها اذعان داشت.

دسته دوم را از آن رو تعاریف واقعی نامیده‏ایم که به مشخصات«واقعی»فرضیه اشاره دارند و به گونه‏ای عینی برای ما ویژگی‏های یک فرضیه را برمی‏شمارند.مثلا اینکه فرضیه جمله‏ای یا گزاره‏ای است خبری که نظری یا قضاوتی را درباره وجود رابطه بین حداقل دو متغیر است.توصیه ما به دانشجویان آن است که پیش از وصف شاعرانه یک فرضیه یا هر مفهوم دیگر در علوم سیاسی حتما به سراغ تعریف«واقعی»آن مفهوم بروند به ویژه این امر از آن رو اهمیت می‏یابد که در علوم سیاسی با مفاهیمی مواجه هستیم که به علت علاقه یا تنفر از آنها بار ارزشی و ایدئولوژیک پیدا کرده‏اند و عملا راه را بر شناختی حتی‏الامکان عینی از آنها بسته است.واژه‏هایی چون دموکراسی، آزادی، توسعه سیاسی، استبداد و...از این دست هستند.

فرضیه گزاره‏ای است که رابطه‏[احتمالی‏]بین دو یا چند متغیر را بیان می‏کند.(دئوبالدو ون‏دلن، 1373، ص 246)این گزاره در واقع پاسخی است موقت به یک پرسش.از این رو پر بیراه نیست که فرضیه را صرفا یک پاسخ ساده به یک سوال بدانیم اما همان‏گونه که ذکر آن رفت باید توجه داشته باشیم که این سخن ما دارای ویژگی‏هایی است که اساسی‏ترین آن عبارتست از پیش‏بینی یا حدس درباره وجود رابطه بین حداقل دو متغیر.پژوهشگر باید همّ و غم خود را مصروف این متغیرها نماید و از فرعیات و موضوعات غیر مرتبط با متغیرهای موجود در فرضیه اجتناب کند.

«محققی که فرضیه‏ای را تدوین می‏کند، فی‏الواقع می‏گوید:«فکر می‏کنم تحقیق را باید در این مسیر هدایت کرد، این راه مطمئن‏ترین راهی است که به هدف می‏رسد.»(ریمون‏کیوی، بوک‏وان کامپنهود 1376، ص 111)

تفکیک تعریف واقعی از تعریف وصفی در ارتباط با موضوع اصلی این مقاله نقشی خاص دارد.تعریف واقعی رابطه حداقل دو متغیر را جزء اساسی یک فرضیه می‏دند.این ویژگی فرضیه متضمن یک قضاوت مقدماتی است؛یعنی بیان می‏دارد که میان گزینه‏های موجود کدام یک محتمل‏تر است.لذا جهت حرکت پژوهشی باید بدان‏سو باشد.این جهت‏گیری است که امکان حرکت پژوهشی و آغاز تحقیق را فراهم می‏سازد.جهت‏گیری نقطه افتراق یک مطالعه توصیفی از یک پژوهش تبیینی است.توصیف، صرفا به ارایه ویژگی‏های یک موضوع و شرح و بسط آن‏

می‏پردازد بدون آنکه ضرورتا به روابط علی و معلولی پدیده‏های مورد توصیف اشاره‏ای داشته باشد.اما یک پژوهش تبیینی نشان می‏دهد که چه روابط علی و معلولی یا چه همبستگی‏هایی بین پدیده‏ها وجود دارد؛نشان می‏دهد که(یا درصدد است تا نشان دهد که)چه عواملی در بروز یک پدیده مؤثر بوده‏اند.این همان چیزی است که از آن به جهت‏گیری پژوهش یاد می‏شود که در فرضیه نمود پیدا می‏کند.

این ویژگی فرضیه کمتر مورد توجه دانشجویان قرار می‏گیرد و عملا بسیاری از دانشجویان به هنگام پژوهش، متغیرهایی را که باید مورد تأکید قرار گیرد به فراموشی می‏سپارند و به کاری توصیفی راجع به موضوع کلی پژوهش می‏پردازند غافل از آنکه فعالیت پژوهشی باید از ابتدا یک اصل را در نظر گیرد و آن هم تمرکز تمام پژوهش بر فرضیه و دوری جستن از فرضیه از ابتدا تا انتهای کار پژوهشی است.

فرضیه، رابطه بین دو یا چند متغیر تعریف شده را به صورت احتمالی در مورد جمعیت آزمایش معینی بیان می‏کند.فرضیه جان کلام تحقیق است و عصاره تز و موضوع پژوهش می‏باشد و اگر کتاب یا مقاله بخواهد در یک یا دو جمله خلاصه شود باید به فرضیه رجوع کرد.

باید به این نکته اساسی توجه کرد که در نهایت فرضیه یک نظر و یک حکم است.نظری که یک محقق درباره یک پدیده بیان می‏کند البته به صورت فنی.

اگر تفکیک موضوع کلی از سوال جزئی را بپذیریم(اشتریان، 1379)فرضیه عبارت است از پاسخ ما به سوال جزئی یک پژوهش.از آنجا که جوهره تحقیق فرضیه است کلیه اقدامات و روش‏هایی که به کار می‏بریم، مدارکی که جستجو می‏کنیم و نیز فصل‏بندی تحقیق ما با توجه به ربط وثیق آنها با فرضیه تنظیم می‏شود.

از مباحث فوق می‏توان چنین نتیجه گرفت که یک فرضیه مناسب فرضیه‏ای است که حداقل دو متغیر دارد که در آن تأثیر متغیر مستقل بر متغیر وابسته به وضوح بیان شده است.یک فرضیه باید قابل وارسی باشد یعنی بتوان آن را با روش‏های شناخته شده و استاندارد ارزیابی، تحلیل یا آزمون کرد.فرضیه‏ای که نتوان آن را وارسی کرد درحد یک حسن‏ظن یا سوءظن بی‏مبناست که ناشی از حب و بغض و مهر و کین است.

باید توجه داشت که پیش شرط تدوین فرضیه، انجام مطالعات مقدماتی است.فرضیه یک قضاوت مقدماتی است.بدون اطلاعات عمومی نمی‏توان فرضیه دقیقی تدوین کرد.(دئوبالدو ون‏دلن، 173، ص 247)بدون مطالعات مقدماتی، فرضیه صرفا یک حدس و گمان بی‏پایه است.هرچند در تعریف فرضیه گفته شده که فرضیه یک حدس و گمان است اما این حدس و گمان نمی‏تواند بر«هیچ»بنا شود.هر چه مطالعات مقدماتی یک پژوهشگر بیشتر باشد بهتر می‏تواند فرضیه‏ای دقیق و مناسب تدوین نماید؛وانگهی مطالعات مقدماتی قبل از تدوین فرضیه برای مراحل بعدی به کار پژوهشگر می‏آید و نباید چنین تصور شود که مطالعات موضوعی قبل از تدوین فرضیه(البته در صورتی که با هدف پیدا کردن و تدوین یک فرضیه باشد)وقت تلف کردن است.

یک فرضیه خوب باید شفاف و صریح باشد تا بتوان به سادگی آن را فهمید و مورد تفسیرهای فراوان و گاه متناقض قرار نگیرد.چرا که غالبا مفاهیم ظاهرا ساده معانی فراوانی دارند (گود، ویلیام‏جی؛هات، پال، ص 48)همچنین فرضیه باید آزمون پذیر باشد و رابطه همبستگی بین دو یا چند متغیر را بیان کند.یک فرضیه خوب باید در چارچوب تئوری‏های معتبر تدوین شود و نه براساس گمانه‏زنی‏های بدون مطالعه و در پایان فرضیه باید قابل وارسی باشد و بتوان آن را با داده‏هایی حتی‏الامکان عینی بررسی کرد.(کیوی، ریمون؛کامپنهود، لوک‏وان، 1376، ص 146)قابل وارسی بودن یک فرضیه مستلزم عملیاتی بودن آن فرضیه است تا بتوان آن را به روشی کیفی یا کمی وارسی کرد.عملیاتی بودن نیز مستلزم وجود متغیرهای شفاف و حتی‏الامکان عینی است تا تبوان مدارک، داده‏ها و استدلال‏ها را حول آن متمرکز کرد و جمع‏بندی نمود و از آن نتیجه‏ای دال بر تأیید یا تکذیب فرضیه استخراج کرد.

 

2.     با فرضیه می‏توان کار پژوهش را آغاز کرد نه با پرسش

کار پژوهش با سوال، حتی با یک سوال دقیق و شفاف، شروع نمی‏شود.بلکه کار پژوهشی با یک فرضیه آغاز می‏شود.یعنی یک حدس، یک گمان، یک احتمال، یک نظر، یک گزاره.بدیهی است هنگامی که حدسی یا گمانی یا فرضی مطرح می‏شود به صورت ذاتی و جوهری مسبوق به یک پرسش است.یعنی اساسا تا پرسشی در ذهن نقش نگرفته باشد پاسخی نیز برای آن به وجود نمی‏آید.اما کار پژوهش را بدون فرضیه نمی‏توان آغاز کرد ممکن است انسان ده‏ها و صدها پرسش در ذهن داشته باشد ولی تنها برای اندکی از این پرسش‏هاست که حدسی یا گمانی یا فرضی یا نظری در ذهن دارد.تنها در این حالت است که می‏توان پژوهش را شروع کرد.فرض کنید فردی قصد مسافرت دارد.این فرد تا پیش از آنکه مقصدی برای خود انتخاب نکرده است نمی‏تواند سفر خود را آغاز کند تنها هنگامی که مقصد را برای خود برمی‏گزیند، با توجه به‏ دوری و نزدیکی مقصد، به فکر تمهید مقدمات سفر می‏افتد و سفر خود را آغاز می‏کند.

پرسش به خودی خود عقیم است.پرسش مطلق، بهت و ابهام را درپی دارد.البته ذهن بشری معمولا در مرحله پرسش مجرد و مطلق نمی‏ماند و معمولا با افسون و افسانه و اسطوره هم که شده سعی می‏کند خود را قانع نموده وکنجکاوی خود را ارضا نماید و همین خود می‏تواند اساس تحقیق و جستجو را پی‏ریزی کند.

سوال اساسا همیشه و همه‏جا با انسان هست.خواه شفاف خواه مبهم، گاه جدید و گاه قدیم، خودآگاه یا ناخودآگاه.به هرحال پرسش‏های بسیاری در ذهن انسان‏ها و درجامعه بشری وجود دارد.اما جرقه پژوهش و انگیزه تحقیق آن گاه به وجود می‏آید که پاسخی احتمالی و ابتدایی در ذهن نقش می‏بندد و انسان جستجوگر را به تکاپو برای وارسی یا ارزیابی یا اثبات یا رداین پاسخ احتمالی وامی‏دارد.برخلاف آنچه که بسیاری تصور می‏کنند این پرسش نیست که انسان را وادار به تحقیق می‏کند.پرسش روی دیگر سکه بهت است.در یک ارزیابی دقیق، پرسش صرف یک ابهام گنگ و فلج کننده است.پرسش تردید است و تردید حرکت را از انسان می‏گیرد این پاسخ احتمالی است که انگیزه حرکت است و انسان را وادار می‏کند که از خواب تردید بیدار شود.

پرسش نوعی جهل است و جهل(به ویژه اگر مرکب باشد)هیچ حرکتی را برای آغاز تحقیق بر نمی‏انگیزد.

سقف پرواز پرسش در تحقیق، توصیف است.پرسشی که به دنبال آن فرضیه‏ای نباشد تنها درحد توصیف سلیقه‏ای پژوهشگر باقی می‏ماند.توصیفی که هرچند خود می‏تواند به یک فرضیه منتهی شود.

فرضیه نشان می‏دهد که پژوهشگر کجا می‏خواهد برود؟آنچه که ملاک نوآوری یک پژوهش است فرضیه آن است که پرسش را هم در بطن خود دارد یعنی فرضیه متضمن پرسش است ولی عکس آن ضرورتا صحت ندارد.

فعالیت ذهن نوعی برقرار کردن رابطه بین پدیده‏های جهان است.انسان به نظم ذهنی جهان می‏پردازد یعنی بین پدیده‏ها ارتباط(ذهنی)برقرار می‏کند و به تفسیر پدیده‏های جهان از حیث رابطه بین آنها می‏پردازد.این تفسیر و این برقراری ارتباط بین پدیده‏ها از طریق فرضیه‏پردازی و در سطح کلان‏تر از طریق نظریه‏پردازی صورت می‏گیرد.به بیان دیگر، شاید تنها یک سوال کلان در ذهن انسان‏ها وجود دارد و آن رابطه بین پدیده‏های هستی است.این سوال کلان به اشکال و نحوه‏های گوناگون رخ می‏نمایاند.در مقابل این سؤال کلان که گویی با انسان زاده‏شده است، بشر دایما در حال فرضیه‏پردازی و نظریه‏پردازی در هستی است.این بیان بدین معناست که فرایند پژوهش از طریق همین فرضیه‏پردازی‏های شروع می‏شود و نه ضرورتا با پرسشگری.پرسش هست، همیشه و همواره، حتی در ذهن غیر پژوهشگران و بی‏سوادان.اما این سوال‏ها معمولا به صورت منظم و حرفه‏ای پی‏گیری نمی‏شود.اما این یک دانشجوی پژوهشگر است که با تفکر، تعمق و مطالعه به حدس و گمان و فرضیه می‏پردازد و کار پژوهش را شروع می‏کند.پس پر بیراه نیست که حتی آغاز یک پژوهش را نه«پرسشگری»بلکه«پاسخگوی»بدانیم.چیزی که در وهله اول شاید عجیب بنماید.

انسان انبوهی از پرسش‏ها را درباره آنچه که در اطرافش می‏گذرد در انبان ذهن خود دارد.

پژوهشگری با پاسخگویی شروع می‏شود نه با پرسشگری.پژوهشگری پرسشگر نیست پاسخگوست؛پاسخگویی به مفهوم نظریه‏پردازی.

این پرسش که چرا مردم تهران در انتخابات شوراها در سال 1381 نسبت به سال 1377 مشارکت کمتری داشته‏اند؟می‏تواند به اشکال گوناگونی پاسخ داده شده و دقیقا به علت همین گوناگونی و تعدد تکثر پاسخ‏های احتمالی است که پژوهشگر حیران و سرگردان شده و نمی‏تواند پژوهش خود را شروع کند.مشکل آنجاست که این حیرانی و سرگردانی گاه سوال شفاف را نیز به ابهام می‏کشاند.

اما اگر پژوهشگر پرسشی بدین قرار داشته باشد:

«آیا افزایش تورم باعث کاهش مشارکت مردم در انتخابات شوراها در سال 1381 در تهران بود است؟»چنین پرسشی عملا یک فرضیه در خود دارد و آن این است که، افزایش تورم را باعث کاهش مشارکت مردم می‏داند.این فرضیه به صورت طبیعی سوال شفافی در بطن خود دارد که همان سوال فوق‏الذکر است و پژوهشگر را به سراغ آزمون تأثیر تورم بر کاهش مشارکت می‏کشاند.یعنی تأثیر متغیر تورم را بر متغیر مشارکت بررسی می‏کند.به بیان دیگر، از میان گزینه‏های بسیار زیادی که در مقابل پژوهشگر وجود دارد مثل ناامیدی مردم از اصلاحات، برخوردهای قضایی با برخی اصلاح طلبان، ضعف عملکرد اصلاح طلبان، ضعف عملکرد اعضای شورا و...پژوهشگر متواضعانه و فروتنانه به انتخاب یک گزینه مبادرت می‏ورزد و فقط تأثیر آن را بررسی می‏کند و آن هم تورم است.گزینه‏های متعدد و مختلف پژوهشگر را سردرگم می‏نماید و به ابهام او می‏افزاید او نمی‏داند که تحقیق را از کجا شروع کند؟و لذا اگر هم حرکت کند ممکن است که همواره در همان جای اول باقی بماند.لازم به یادآوری این نکته مهم است که پژوهشگر

زینه تورم را به بنابه دلایلی انتخاب می‏کند و این انتخاب به هیچ وجه تصادفی نیست حتما پژوهشگر به دلیل تجربه شخصی یا تفکر و مطالعات حاشیه‏ای که داشته است این احتمال را بر دیگر احتمالات ترجیح داده است.ترجیح بی‏دلیل امکان حرکت را از انسان می‏گیرد.در واقع همان دلایل اجمالی اولیه هستند که انسان را به گمانه‏زنی و فرضیه‏پردازی وامی‏دارند.پرسش فوق اتفاقا احتمال آن می‏رود که اغلب پژوهشگران تورم را انتخاب نکنند و با توجه به فضای موجود جامعه اغلب به دنبال یک دلیل«سیاسی»بروند و نه یک دلیل«اقتصادی».مثلا ناامیدی و سرخوردگی مردم از اصلاحات و اموری از این قبیل.اما این احتمال نیز وجود دارد که یک پژوهشگر نقطه‏نظری همچون تورم را برگزیند و بخواهد تورم به وجود آمده در بخش مسکن در آخرین سال فعالیت شورا و نقش شورای شهر تهران در رش این تورم را به عنوان عاملی در دلسردی مردم تحقیق نموده و کاهش مشارکت را ناشی از آن بداند.

به هر حال فرضیه یک نظر است(نظری صورت‏بندی شده به شکل فنی)و پژوهشگر باید به این نکته توجه کند که آیا می‏تواند نظر خود را(فرضیه خود را)اثبات نماید یا خیر؟آیا می‏تواند دلایل، شواهد و قراین کافی برای به کرسی نشاندن نظر خویش و دفاع از آن ارایه نماید؟به بیان عامیانه فرضیه خربزه‏ای است که هرکس بخورد باید پای لرزش هم بنشیند یعنی عاقبت کار و زحمت جمع‏آوری دلایل و شواهد را هم به جان بخرد.

ضرب‏المثلی عامیانه می‏گوید:«جیک جیک مستونت بود فکر زمستونت بود».دانشجوی تازه‏کار و سرمست باید وقت«جیک جیک مستون»و شور و غوغای اولیه کار پژوهشی به فکر «زمستون»بی منبعی و بی دلیلی و فقدان مدارک و شواهد هم باشد.

پس پژوهش فقط با طرح یک سوال شروع نمی‏شود.طرح سوال لازم است ولی به هیچ وجه کافی نیست این فرضیه است که امکان شروع کار را فراهام می‏کند و نقطه عزیمت را برای سفر نشان می‏دهد.

همچنان که گفته شد سوال در حکم قصد سفر است و فرضیه در حکم مقصد.وقتی مشخص شود که مقصد شما دور است یا نزدیک، راه و روش نیز تا حدودی مشخص می‏شود.اگر قصد حرکت از تهران به مشهد را دارید راه‏ها و ابزارهای گوناگونی در برابر شما وجود دارد که با راه‏های رفتن به خانه همسایه کاملا متفاوت است.اما اگر صرفا«قصد سفر»داشته باشید ولی هیچ‏گاه ندانید که کجا می‏خواهید بروید طبیعی است که سفر خود را هیچ‏گاه آغاز نخواهید کرد.اگر هم سفر بروید این احتمال وجود دارد که پس از مدتی سرگردانی باز هم به جای اولیه خود برگردید یعنی عملا هیچ سفری انجام نداده‏اید.

3.     کارکردهای فرضیه

باتوجه به آنچه گفته شد کارکردهای فرضیه را می‏توان به قرار ذیل برشمرد:

نخستین کارکرد فرضیه آن است که از میان انبوه متغیرهایی که می‏توانند در یک موضوع خاص تأثیرگذار باشند پژوهشگر بر دو یا چند متغیر خاص متمرکز می‏شود و از کلی گویی و کلی نگری برحذر می‏ماند.مشکلی که اغلب دانشجویان با آن مواجهند مشکل تمرکز است.

اغلب دانشجویان یک موضوع را انتخاب و راجع به آن هرچه که می‏خواهد می‏نویسند بدون آنکه بر متغیرهایی خاص متمرکز شوند.یک فرضیه دقیق و دارای متغیرهایی محدود می‏تواند این مشکل دانشجویان را حل نماید.

کارکرد دیگر فرضیه آن است که پرسش تحقیق را شفاف می‏نماید.پژوهشگر ممکن است از ریزه‏کاری‏های پرسش خود مطلع نباشد و لذا ممکن است با طرح یک پرسش نتواند بر متغیرهایی خاص تمرکز نماید.در مثال پیش هنگامی که«نقش ملاحظات جهانی در سیاست داخلی کشورها»به عنوان پرسش پژوهش در نظر گرفته می‏شود معلوم نیست که 1-منظور از ملاحظات جهانی چیست و 2-«سیاست داخلی کشورها»چه متغیری را شامل می‏شود و 3-اصولا مراد پژوهشگر از واژه«نقش»چیست؟از این روست که دانشجوی تازه‏کار با انبوهی از گزینه‏ها در برابر این سه پرسش مواجه است.اما هنگامی که برای همین پرسش، فرضیه پیش گفته یعنی«اتحاد با کشورهای خارجی مشارکت سیاسی داخلی را کاهش می‏دهد»طرح شود مشکل فوق حل می‏شود و دانشجو بر متغیرهای مشخصی متمرکز می‏شود و می‏تواند کار پژوهشی خود را عملا آغاز نماید و مقصود و منظور سوال خود را به گونه‏ای شفاف مشخص نماید.

بنابراین کار ویژه فرضیه این است که سوال ما را شفاف می‏کند، ممکن است در صورت‏بندی سوال تحقیق پژوهشگر دچار ابهامات و مشکلاتی باشد و یا ممکن است پاسخ‏های متفاوتی به سوال تحقیق داده شود.می‏توان به یک پرسش(هرچند دقیق)پاسخ‏های متفاوتی ارائه کرد.اما فرضیه به یک پاسخ مشخص اکتفا می‏کند و به آن می‏پردازد.بنابراین می‏بینیم که نقش فرضیه‏ها در ساماندهی پژوهش نه تنها کمتر از سوال نیست چه بسا این نقش اساسی‏تر و مهم‏تر نیز باشد.

در مثال‏های قبل مشاهده شد که یک پژوهشگر می‏تواند ظاهرا سوال دقیقی را ارائه کند اما هنگامی که فرضیه‏ای را در پاسخ همان سوال مطرح می‏کرد می‏دیدید که پژوهشگر هنوز دچار ابهام است.دادن پاسخ بی‏ربط به یک سوال دقیق نشان دهنده آن است که پژوهشگر سوال خود را دقیقا نفهمیده است حتی اگر خودش طراح سوال بوده باشد.فرضیه به پژوهشگر کمک می‏کند متغیرهای اساسی که ممکن است در پرسش تحقیق تصریح نشده باشند را مشخص کند.یک فرضیه مناسب فرضیه‏ای است که متغیرهای مستقل و وابسته آن کاملا مشخص و شفاف باشد.

با توجه به‏اینکه در فرضیه، متغیرهای مستقل و وابسته مطرح می‏شود، نقش فرضیه برای پژوهش مهم‏تر از سوال تحقیق است.یک فرضیه خوب در واقع سوال را نیز در بطن خود دارد.

کارکرد دیگر فرضیه که در ادامه کارکرد قبلی قابل طرح است آن است که پژوهشگر تکلیف خود را با انبوه داده‏هایی که به صورت کلی با موضوع تحقیق او مرتبط است مشخص می‏نماید یعنی صرفا به سراغ داده‏هایی که با متغیرهای تعیین شده در فرضیه مطرح است می‏رود.(کیوی، ریمون؛کامپنهود، لوک‏وان، 1376، ص 111)

فرضیه حتی می‏تواند گرایش روش تحقیقی پژوهشگر را نیز مشخص نماید نوع متغیرها می‏تواند پژوهشگر را به سوی انتخاب روش پژوهش کمی یا کیفی، تحلیل تاریخی یا مقایسه‏ای یا...سوق دهد.مثلا این فرضیه که«مشارکت سیاسی مردم ایران در انتخاب عمومی همچون ریاست جمهوری نسبت به انتخابات محلی همچون شوراهای شهر بیشتر است»متضمن این معناست که پژوهشگر می‏تواند از روش‏های کمی مقایسه‏ای برای آزمون فرضیه خود بهره گیرد.

اگر فرضیه‏ای دارای تم و بیان کمّی باشد به خودی خود پژوهشگر را ناچار به اتخاذ روش‏های کمّی می‏نماید.مثلا هنگامی که می‏گوییم نظام آموزش عالی ایران در بخش صنعت انطباقی با نیاز بخش‏های صنعتی ندارد، طبیعی است که باید به دنبال داده‏ها و آمارهای موجود از جمله آمار نقصان‏های آموزش عالی، آمار نیازهای بازار و اموری از این قبیل رفت.یا هنگامی که می‏خواهیم از طریق یک فرضیه بایدها و نبایدهایی را در پایان تحقیق به دست آوریم؛اجمالا باید توجه داشته باشیم که در چهارچوب نظریه‏های هنجاری و روش‏های هنجاری باید عمل کرد یعنی باید و نبایدهای ارزشی که از مستقلات عقیله نشات می‏گیرند مطرح نماییم تا بتوان در نهایت از آن ارزش‏ها هنجارها توصیه‏ها و باید و نبایدها را استخراج کرد.و یا اگر در پاسخ به‏ این سوال که علل وقوع انقلاب اسلامی ایران چیست، فرضیه‏ای مطرح شود مبنی براینکه«علل اقتصادی و شکاف بین فقیر و غنی و به‏طور کلی نابرابری‏های اقتصادی از جمله علل اصلی وقوع انقلاب ایران است.»اثبات این فرضیه مستلزم آن است که به سراغ یک تحلیل اقتصادی که از آمارهای کمی بهره‏مند است برویم.بدیهی است برای اثبات چنین فرضیه‏ای به سراغ علل فرهنگی، گسست فرهنگی نسل‏ها و غیره نخواهیم رفت.یعنی از روش تبیین فرهنگی برای اثبات یک فرضیه اقتصادی استفاده نخواهیم کرد.

فرضیه، ابزارهای مورد نیاز در تحقیق را تعیین و تصریح می‏کند مانند مصاحبه، پرسش‏نامه و...مثلا هنگامی که به عدم انطباق نظام آموزشی با بخش صنعت نظر داریم محقق می‏تواند به این بیندیشد که می‏تواند پرسش‏نامه‏ای تهیه کند خطاب به فارغ‏التحصیلانی که در بخش صنعت مشغول به کار هستند و از آنها سوال کند که آیا رشته دانشگاهی آنها با کاری که به آنها محول گردیده است انطباق دارد یا خیر؟

فرضیه می‏تواند به صورت کلان فصل بندی‏های تحقیق ما را مشخص کند.مثلا برای فرضیه‏ای که علل انقلاب ایران را اقتصادی می‏داند طبیعی است که یکی از فصل‏ها باید اختصاص به بیان نابسامانی‏های اقتصادی آن روزگار داشته باشد و در فصل دیگر چگونگی تبدیل آن نابسامانی‏ها اقتصادی به عمل سیاسی مورد بحث قرار گیرد یعنی چگونگی تأثیر گذاری نابسامانی اقتصادی بر رفتار سیاسی انسان‏ها مطالعه شود.

4-رابطه فرضیه و نظریه

طرفداران گرایش پژوهش فرضیه محور در علوم اجتماعی که رهیافتی قیاسی در علوم اجتماعی را پی می‏گیرند براین باورند که استنتاجات قیاسی و تئوری‏ها می‏توانند مبنایی برای فرضیه‏ها باشند.(مانهایم و ریچ 1377، صص 49-53؛دئوبالدو ون‏دلن، 1373، ص 249، .TedPalys, 2991, P.75) )تئوری، همچون فرضیه یک رابطه را بین دو یا چند متغیر پیشنهاد می‏دهد.فرضیه چیزی جز بیان شفاف، عینی، محدود و مصداقی یک نظریه نیست.یک پژوهش قیاسی تئوری محور است و فرضیه منبعث از آن بیان می‏دارد که در رابطه با دو یا چند متغیر خاص طبق تئوری اگر X محقق شود، لزوما باید Y اتفاق بیفتد.به بیان دیگر، فرضیه در یک مصداق خاص به جای تئوری می‏نشیند و بایدهای علی دو یا چند متغیر را از قول تئوری بیان می‏دارد.تفاوت در آن است که تئوری مجموعه‏ای از فرضیه‏هاست که منطقا و موضوعا به هم مرتبطند.

اگر یک تئوری علت رفتار انسان را ناشی از منافع آنها بداند یک فرضیه منبعث از آن می‏تواند مثلا علت رای دادن مردم آمریکا به جورج دبلیوبوش را ناشی از منافع اقتصادی آنها بداند.رابطه فرضیه با تئوری رابطه عموم و خصوص مطلق است.(دئوبالدو ون‏دلن، 1373، ص 274)«فرضیه‏ها در تحقیق علمی بسیار مهم‏اند چرا که تئوری‏ها را با داده‏ها مرتبط می‏کنند(تئوری را با داده‏های عینی مواجه می‏دهند).«تئوری‏ها ساخت‏ها را(روابط بین پدیده‏ها را)به صورت مجرد بیان می‏دارند در حالی که فرضیه‏ها تئوری را بر وضعیت‏های عینی تطبیق می‏دهند و بنابراین ابزارهایی هستند که تئوری را با واقعیت‏های عینی مواجهه می‏دهند تا بتوان اعتبار تئوری را ارزیابی کرد.»(Ted Pays, 2991, p.75)

از آنجا که در ارتباط با موضوعات مختلف اجتماعی، پژوهشگران، بسیاری از پرسش‏های کلان نظری را پاسخ گفته‏اند(هرچند به گونه‏ای احتمالی و غیر قطعی)و پیشنهاداتی را ارایه داده‏اند، به دانشجویان اکیدا توصیه می‏شود که فرضیه خود را مبتنی بر نظریات موجود انتخاب نمایند هرچند که کاملا امکان دارد که تئوری‏های موجود گاه از تبیین برخی مسائل به ویژه مسائل بومی و خاص جامعه ایران ناکارآمد باشند.

مثلا در پاسخ به این پرسش کلان که علت افزایش هزینه‏های دولتی چیست، صاحب نظران علوم سیاسی نظریه‏هایی همچون نظریه مدرنیزاسیون، نظریه صنعتی شدن، نظریه دولت رانتی و...ارایه داده‏اند.این نظریه‏ها به اندازه کافی در ادبیات مربوطه شرح و بسط داده شده‏اند و می‏توانند بنیانی قوی برای پاسخگویی به ابعاد وسیعی از مسئله مورد نظر ما فراهم آورند.

فرضیه‏هایی که از بنیان‏های تئوریک و شناخته شده بهره می‏برند با سرعت بیشتری به پیش می‏روند و دانشجو می‏تواند سریع‏تر کار پژوهشی خود را آغاز کند.

نتیجه

این مقاله در پی آن بود تا اهمیت فرضیه برای«آغاز پژوهش، رابطه فرضیه با مسأله پژوهش و نمونه‏هایی از فرضیه‏های پژوهشی در علوم سیاسی را نشان دهد.فرضیه قضاوتی مقدماتی و نظری اولیه درباره وجود رابطه بین دو یا چند متغیر است که پژوهشگر را به تکاپو برای رد یا تأیید آن وا می‏دارد.این تکاپوی جهت‏دار سرآغاز پژوهش است.فقدان چنین قضاوت و نظری به منزله آن است که پژوهشگر هیچ جهتی را برای خود برنگزیده است.کار ویژه اصلی فرضیه در همین نکته نهفته است.آغاز یک پژوهش نه«پرسشگری»بلکه«پاسخگویی»است.

این ویژگی آغاز کنندگی فرضیه کمتر مورد توجه دانشجویان قرار گرفته است چرا که عملا بسیاری از آنان پژوهش خود ا با یک پرسش(آن هم اغلب نادقیق)«آغاز»می‏کنند.از این‏رو به هنگام پژوهش متغیرهایی را که باید مورد تأکید قرار گیرد به فراموشی می‏سپارند و به کاری توصیفی راجع به موضوع کلی پژوهش می‏پردازند.(اشتریان، 1379)

پرسش‏های بسیاری در ذهن انسان‏ها و در جامعه بشری وجود دارد.اما جرقه پژوهش و انگیزه تحقیق آن گاه به وجود می‏آید که پاسخی احتمالی و ابتدایی در ذهن نقش می‏بندد و انسان جستجوگر را به تکاپو برای وارسی یا ارزیابی یا اثبات یا رد این پاسخ احتمالی وا می‏دارد.

برخلاف آنچه که بسیاری تصور می‏کنند این پرسش نیست که انسان را وادار به تحقیق می‏کند بلکه جرقه یک پاسخ احتمالی(نظر)است که سرآغاز یک پژوهش جهت‏دار است.

کتابنامه:

1-اشتریان، کیومرث(1379)، «مهندسی سوال پژوهش»، مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، ش 50.

2-خورشیدی، عباس، قریشی سید حمیدرضا، (1381)، راهنمای تدوین رساله و پایان‏نامه تحصیلی(از نظریه تا عمل).

3-دئوبالدبی؛ون‏دلن.(1372)، مبانی پژوهش در علوم تربیتی، ترجمه یعقوب نجفی زند، نشر قومس.

4-ریاحی، غلامحسین، آشنایی با اصول و روش تحقیق، نشر اشراقیه.

5-یوی، ریمون، کامپنهود، لوک‏وان، (1376)، روش تحقیق در علوم اجتماعی، ترجمه عبدالحسین نیک گهر، انتشارات توتیا، چاپ دوم.

6-گود، ویلیام جی، هات، کی‏پال.روش‏ها در تحقیق اجتماعی.

7-ماندل، رابرت، (1379)، چهره متغیر امنیت ملی، پژوهشکده مطالعات راهبردی، چاپ دوم.

8-مانهایم و ریچ، (1377)، روش‏های تحقیق در علوم سیاسی تحلیل تجربی، ترجمه لیلا سازگار، مرکز نشر دانشگاهی.

9-میلر، دلبرت، (1380)، راهنمای سنجش و تحقیقات اجتماعی، ترجمه هوشنگ نایبی، نشرنی.

10-هومن، حیدعلی، (1376)، پایه‏های پژوهش در علوم رفتاری(شناخت روش علمی)، نشر پارسا، چاپ سوم.

11-Pallys Ted. )2991(, Research Decisions, Quantitative and Qualitative Perspectives. HBJ, Toronto, London.

جستجو
هفته پژوهش
چاپ
دسترسی سريع

  

 
نظر سنجی
در حال حاضر هیچ نظرسنجی فعالی برای شما وجود ندارد
آمار مراجعات
مهمان :   23
عضو :  0
کل مراجعات  :  4836
امروز :  0
دیروز :  2
سایر اعلانات