سه شنبه 30 دی 1399   
 
مدیریت محتوا

وجه تسمیه و پیشینه تاریخی

نام این ناحیه در گذشته های بسیار دور «رادکان» بوده و سپس «ارداک» خوانده شده و ظاهرا از سال 1338 هـ . ش، به چناران تبدیل یافته و مرکز آن رادکان تعیین شده است. از آن جا که در دوران پیش از اسلام و هم چنین سده های نخست اسلامی «رادکان» بسیار آباد و پر رونق بوده و یکی از شهرهای چهارگانه توس به شمار می رفته و مردانی جوانمرد، نیک اندیش و شجاع داشته است، آن را «رادکان» به معنی جایگاه جوانمرد خوانده‌اند. واژه «ارداک» نیز دارای معانی گوناگونی چون مکان مردان بزرگ، قرارگاه سپاهیان‌و نیز نام شخصی خاص است. بنای ارداک (چناران) را به اردا، موبد اردشیر بابکان، که پارسیان او را پیامبر دانسته اند و پدرش ویراف بوده نسبت می دهند. شاید این موبد، موکل آتشکده این ناحیه بوده و به همین جهت به آن ارداک گفته اند

.

تمامی سرزمین خراسان، از جمله ناحیه چناران در روزگار خلفای راشدین گشوده شده و پس از آن، امویان و عباسیان بر آن حکومت کرده اند. در 129 هـ . ق، ابومسلم خراسانی از شهر مرو برخاست و خراسان از جمله رادکان و چناران را گشود. سپس طاهریان، صفاریان سیستان، سامانیان، غزنویان، سلجوقیان و خوارزمشاهیان بر این دیار حکم رانده اند. آلب ارسلان سلجوقی در سال 463 هـ . ق، فرزند خود ملکشاه را به ولیعهدی خویش برگزید و از خوارزم به رادکان آمده بزرگان، حاکمان و سرداران را در آن جا گرد آورد. وی با ساختن تختی از زر سرخ فرزند و ولیعهد خویش را بر فراز آن نشانید و فرمان داد که بار دیگر، امیران و بزرگان با او بیعت کنند.

با چیره گی مغولان بر سراسر خراسان در سال 617 هـ . ق، سنتبای بهادر به دستور چنگیز مغول در 617 هـ . ق، از راه توس، رهسپار رادکان شد و چون از النگ رادکان (چمن رادکان) خوشش آمد، آسیبی به ساکنان آن نرسانید؛ تنها شماری سرباز در آن جا گذاشت و رهسپار خبوشان (قوچان) شد. بر اساس منابع تاریخی، هلاکوخان مغول نیز چند گاه به رادکان و چناران آمده و در آن جا اردو زده است. از سال 641 هـ . ق، به بعد نیز حکومت های بزرگ و کوچکی چون ملک کرت در هرات، امراء سربداری (737 هـ . ق) در سبزوار، طغا تیموریان (737 هـ . ق) در جرجان، امراء جغتایی (769 هـ . ق) در بلخ، تیموریان (781 هـ . ق) و نیز اوزبک ها و صفویان بر این سرزمین حکومت داشته اند. شاه عباس بزرگ صفوی (996- 1038 هـ . ق) برای جلوگیری از تاخت و تاز ترکان و اوزبکان، کردان جنگجو را از ولایت های باختری ایران به خراسان کوچ داد و پنج ولایت کرد نشین در مرز، از استرآباد تا چناران تشکیل داد.

نادرشاه افشار‌ (1148- 1160 هـ . ق)، در روزگار فرمانروایی خود، خراسان، ‌از جمله چناران را در دست داشت و جانشینانش تا سال 1217 هـ . ق، بر این سرزمین حکومت کردند. نادرشاه در چناران، مرکزی برای پرورش اسب ایجاد کرده بود، که از نژاد اسب عربی و مادیان خراسانی، بهترین اسب را پرورش می دادند. پس از افشاریان، تا سال 1248 هـ . ق، سرزمین پهناور خراسان به گونه ملوک الوایفی اداره می گشت و چندین طایفه از کردان، بر بخشی از آن، از جمله چناران و قوچان حکومت می کردند. ناصرالدین شاه قاجار نیز دوبار در فاصله سال های 1283 و 1300 هـ . ق به رادکان آمده و در این زمان حاکم آن، محمد رضا خان رادکانی بوده و چناران تابع بلوک رادکان بوده است.

مکان های دیدنی و تاریخی

شهر منیجان، ‌مسجد جامع پیشین شهر و میل رادکان از جمله مهم ترین مناطق دیدنی و تارخی شهرستان چناران به شمار می‌آیند.

چناران.

شهرستان چناران با 3350 کیلومتر مربع وسعت در75کیلومتری شمال غرب مشهد واقع شده است . این منطقه در محدوده دامنه های جنوبی رشته کوه هزارمسجد قرار گرفته است . رشته کوه هزار مسجد در شمال، رشته کوه بینالود در جنوب دشت چناران واقع شده و از برکت فراوانی آبریز رشته کوههای مذکور سرزمینی آباد و حاصلخیز می باشد. شهرستان چناران از شمال و شمال غربی و شرقی به شهرستان های درگز و قوچان ، از شرق به شهرستان کلات ، از جنوب به شهرستان مشهد و از جنوب غربی و غرب به شهرستان نیشابور محدود گردیده است. این شهرستان دارای دو بخش مرکزی و گلبهار و 5 دهستان بقمچ ، چناران ، رادکان ، بیزکی و گلمکان می باشد و براساس نتایج آخرین آمارگیری نفوس در سال 1385 دارای 115000 نفر جمعیت شهری و روستایی است. دشت چناران بر روی خط زلزله قرار داشته و هر چندگاه زلزله ای در این منطقه رخ می دهد بر اساس بررسی های باستان شناسان در دشت چناران و بخصوص در تپه باستانی قیاس آباد و کشف سفالینه های دست ساز با خمیر قرمز و لعاب آلویی و نقوش هندسی سیاه رنگ سابقه سکونت آدمی و زیستگاهی این منطقه را به تمدن محصور در جنوب ترکمنستان در شمال خراسان منسوب می نماید که از هزاره پنجم تا اواخر هزاره سوم قبل از میلاد تاریخ گذاری شده است. چناران با عنایت به موقعیت جغرافیایی خود همواره سرزمینی آباد و حاصلخیز بوده است واز شهرهای کهن سال آن شهر رادکان از اهمیت بسزایی برخوردار می باشد. رادکان تا پیش از حمله مغولان یکی از شهرهای مهم ناحیه توس به شمار می آمده وبتدریج از شهری آباد به شکارگاهی برای حکام مغول بدل گشت و رفته رفته متروک ماند. به نقل مولف مطلع الشمس، رادکان در سال 1162ه .ق مورد توجه رضاقلی میرزا پسر نادرشاه افشار قرار گرفته و قلعه ای بزرگ خشت و گلی با یازده برج در آنجا ساخته شد که مسجد جامع رادکان در میانه آن قرار گرفته است .

دره وآبشار اخلمد

این منطقه در17 کیلومتری جنوب غربی شهر چناران در جوار روستای اخملد قرار گرفته است . دره نه چندان عریض اخلمد، با دیواره های سنگی بلند و پوشش گیاهی متراکم در کف همواره خالق منظره ای بدیع بوده است . در ابتدای این دره باغات فراوان میوه به چشم می خورد که تابستان ها مورد استفاده اهالی منطقه و خصوصا مردم مشهد قرار می گیرند. در انتهای این دره آبشاری با شکوه جریان دارد که بسیاری از گردشگران از میان آن عبور کرده تا از آبشار رفیع و زیبای آن دیدن نمایند. این آبشار23متر ارتفاع دارد .

مسجد جامع رادکان

بنای تاریخی مذهبی مسجد جامع رادکان در15کیلومتری شمال غرب چناران در حاشیه خیابان اصلی روستای رادکان واقع شده است. مسجد مزبور شامل یک شبستان ستون دار و حیاطی مستطیل شکل می باشد. شبستان مسجد با وسعت تقریبی 3300متر مربع دارای 12ستون و12نیمه ستون بوده و محراب ساده ای نیز در ضلع جنوب غربی در ردیف میانی فضای آن تعبیه شده است. مسجد رادکان فاقد هرگونه عناصر تزیینی است و تنها کتیبه موجود در مسجد مزبور موید بنیان آن در سال 1332ه.ق و مضمون آن کتیبه راجع به وقفیات مسجد رادکان است