سازمان ثبت احوال کشور

شعار سال
روز اول ماه ذیحجه
 

روز اول ماه  ذی الحجه

1-    ازدواج امیرالمؤمنین و حضرت زهراعلیهما السلام:

در سال 2 هجرت با طلوع آفتاب اولین روز ماه ذی الحجه و بنا بر نقلی دیگر روز ششم این ماه ، آقا و سرور ما خاتم الانبیاء صلی الله علیه واله ، امیرالمؤمنین علیه السلام را به سیدۀ نساء عالمیان زهرا بتول عذراء علیها السلام تزویج فرمود.(1) این ماجرا بعد از رجوع از جنگ بدر 16 روز بعد از وفات رقیه دختر پیامبر صلی الله علیه واله در روز سه شنبه 6 ذی الحجه واقع شده است.( 2)

امام صادق علیه السلام فرمود: "اگر خداوند متعال امیرالمؤمنین علیه السلام را خلق نمی کرد ، در تمام زمین انسانی که کفو و شایستۀ همسری با حضرت فاطمه علیها السلام باشد یافت نمی شد(3)

خواستگاری از فاطمه علیها السلام

هنگامی که سن مبارک بتول عذراء حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا علیها السلام نه سال کامل شد ، از اطراف و اکناف اهل مدینه و عظمای قبایل و رؤسای عشایر و صاحبان ثروت و مکنت به خواستگاری حضرت آمدند. عده ای از منافقین نیز این جرئت را به خود دادند که با کمال بی شرمی به خواستگاری آن حضرت بیایند.

هنگام خواستگاریِ بعضی از آنها رسول اکرم صلی الله علیه واله بسیار ناراحت شدند ، و به عده ای از منافقین که اعتراض کردند ، فرمودند: " من شما را رد نکردم ، بلکه خدا شما را رد کرده و امر فاطمه علیها السلام از جانب خداوند متعال معین می شود ". آنان غافل از این بودند که این گوهر گرانبها را خداوند در سایۀ عزت و حراست خود حفظ فرموده و او را در خور استعداد ابنا از ملوک و رعایا و ارباب فقر و غنا قرار نداده است ؛ بلکه او را برای وصی پیامبر صلی الله علی و اله علی بن ابی طالب علیه السلام ذخیره فرموده است .(4)

از امام حسین علیه السلام روایت شده که فرمود: روزی حضرت رسول صلی الله علیه واله در خانۀ ام سلمه بود . فرشته ای با هیبت خاصی بر آن حضرت نازل شد که با لغات گوناگون که به یکدیگر شباهتی نداشت مشغول تسبیح و تقدیس خداوند بود . او عرض کرد: من صرصائیلم . خداوند مرا نزد شما فرستاده که به شما بگویم: " نور را با نور تزویج کن ". حضرت فرمود : " چه کسی را با چه کسی "؟ گفت " فاطمه را با علی بن ابی طالب ". لذا پیامبر صلی الله علیه واله فاطمه علیها السلام را در حضور جبرئیل و میکائیل و صرصائیل به عقد علی علیه السلام درآورد و این عقد در زمین بود.

در این هنگام پیامبر صلی الله علیه واله به میان شانه های صرصائیل نگریست و دید نوشته است : " لا اله الا الله ، محمد رسول الله ، علی بن ابی طالب مقیم الحجة ". فرمود: ای صرصائیل ، از کِی این جمله بین شانه های تو نوشته شده؟ گفت: دوازده هزار سال پیش از آنکه خداوند متعال دنیا را بیافریند.(5)

مراسم عروسی

هنگامی که حضرت فاطمه علیها السلام را در شب ازدواج به خانه علی علیه السلام می بردند ، پیامبر صلی الله علیه واله از جلو ایشان ، جبرئیل در سمت راست و میکائیل در سمت چپ ایشان ، و هفتاد هزار فرشته پشت سر حضرتش حرکت می کردند و در آن حال خدا را تسبیح می گفتند و تقدیس می کردند ، و این تقدیس و تسبیح آنها تا طلوع فجر ادامه داشت.(6)

جبرئیل زمام ناقه ای که آن حضرت را می بردند و اسرافیل رکاب و میکائیل دنبال آن را گرفته بود . و پیامبر صلی الله علیه واله جامه های فاطمه علیها السلام را منظم می کرد ، و هفتاد هزار ملک با دیگرفرشتگان تکبیر می گفتند ؛ اما به حسب ظاهر سلمان زمام ناقه را گرفته بود و حمزه و عقیل و جعفر از اهل بیت از قفای حضرت فاطمه علیها السلام و بنی هاشم با شمشیرهای کشیده می آمدند ، و همسران پیامبر صلی الله علیه واله از پیش روی می آمدند.

پیامبر صلی الله علیه واله آنها را به مسجد طلبید و دست فاطمه علیها السلام را در دست علی علیه السلام نهاد و فرمود : "بارک الله فی ابنة رسول الله" ؛ و نیز فرمود: " هذه ودیعتی" ؛ و بعد از مراسمی مخصوص ، پیامبر صلی الله علیه واله در حق آنها و نسل ایشان دعا کرد . سپس فرمود: "مرحباً ببحرین یلتقیان و نجمین یقترنان".

سپس پیامبر صلی الله علیه واله از نزد ایشان بیرون آمد و چهار چوب در را گرفت و فرمود: "طهَّر کما الله و طهَّر نسلکما ، انا سلم لمن سالمکما و حرب لمن حاربکما ، اَستودعکما الله و اَستخلفه علیکما ".

آنگاه همه به منازل خود رفتند و از زنان جز اسماء کسی نزد فاطمه علیها السلام نماند ، و این به خاطر وصیت حضرت خدیجه علیها السلام بود که هنگام وفات گریست و از اسماء عهد و پیمان گرفت که در شب عروسی حضرت فاطمه علیها السلام آن حضرت را تنها نگذارد. اسماء هم به عهد خود وفا کرد ، و چون ماجرا را برای پیامبر صلی الله علیه واله نقل کرد ، آن حضرت یاد خدیجه علیها السلام کرد و گریست و در حق اسماء دعا فرمود.(7)

مهریه حضرت زهرا علیها السلام

در مقدار و نوع مهریۀ آن حضرت روایات مختلفی وارد شده است :

·         یک لباس مشکی بلند و یک پوست گوسفند و مقداری عطر.(8)

·         یک لباس نرم و ملایم و یک زره خطی که ساخت بحرین است .(9)

·         چهار صد و هشتاد درهم.( 10)

·         چهار صد مثقال نقره.(11)

·         پانصد درهم ، که علامه مجلسی رحمة الله می فرماید: اصحّ اقوال همین قول است.( 12)

·         زره حَطَمی که ارزش آن سی درهم بود(13) و پوست قوچ یا میش.( 14)

·         درع حَطَمی.(15)

·         یک شتر.(16)

·         یک پنجم زمین . پیامبر صلی الله علیه واله فرمود: " در آسمان معین شده که مهریۀ زهرا یک پنجم زمین است. پس هر که در زمین راه برود در حالی که با او و فرزندانش دشمن باشد ، قدم زدن او تا روز قیامت در زمین حرام است ". (17)

امام باقر علیه السلام فرمود: مهر فاطمه علیها السلام یک پنجم دنیا و دو سوم بهشت است ، و در زمین چهار نهر فرات ، نیل ، نهروان و بلخ برای حضرت فاطمه علیها السلام است . خداوند به پیامبر صلی الله علیه واله فرمود " ای محمد، تو فاطمه را به مهریۀ پانصد درهم به ازدواج علی درآور تا سنتی در بین امت تو باشد ".(18)

در روایت دیگر : " یک چهارم دنیا و بهشت و جهنم است ، که دوستان خود را داخل بهشت می کند و دشمنان خود را به جهنم روانه می نماید"( 19)

در روایت دیگر مهریۀ آن حضرت نصف دنیا ذکر شده است .(20).

ولیمۀ عروسی

اثاث منزل و ولیمۀ عروسی حضرت زهرا علیها السلام چنین بود که پیامبر صلی الله علیه واله به امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: " زره خود را بفروش ". آن حضرت زره را فروخت و پول آن را خدمت پیامبر صلی الله علیه واله آورد ، پیامبر صلی الله علیه واله مقداری را جهت تهیه غذای عروسی به ام سلمه دادند . بنابر بعضی روایات نصف از لوازم غذا را پیامبر صلی الله علیه واله و نصف دیگر را امیرالمؤمنین علیه السلام تهیه نمودند.

جهازیۀ حضرت زهرا علیها السلام

مقداری را هم به بلال و عمار دادند که از بازار لوازم خانه را خریداری کنند . یک پیراهن ، یک عدد روسری ، قطیفه سیاه خیبری یا عبای سیاه ، پردۀ نازک پشمی ، یک عدد حصیر از بافته های قریۀ هَجَر ، آسیای دستی ، یک عدد طشت مسی ، مشک برای آب آوردن ، کاسه ای سفالین ، مشکی مخصوص خنک کردن آب ، ابریقی که طرف بیرونش رنگ شده بود ، کوزۀ سفالین ، پوست گوسفند.( 21)

امیرالمؤمنین علیه السلام می فرماید: در آن شب که دختر پیامبر صلی الله علیه واله به خانه من آمد ، بسترمان جز یک پوست گوسفند نبود.(22)

در جای دیگر از آن حضرت نقل شده که فرمود: من با فاطمه علیها السلام در حالی ازدواج کردم که جز یک پوست گوسفند چیزی نداشتم که شب بر روی آن می خوابیدیم و روز علوفه شترمان را بر روی آن می ریختیم و خدمتگزاری در خانه نداشتیم.(23)

در روایتی دیگر می فرماید: پیامبر صلی الله علیه واله به خانۀ ما آمد در حالی که ما بر روی خود قطیفه ای انداخته بودیم که اگر از طول آن را به روی خود می کشیدیم ، پهلویمان خالی می شد و اگر از عرض می انداختیم سر و پاهایمان بدون روپوش می ماند.

بعضی از اهل سنت نقل کرده اند: هنگامی که فاطمه علیها السلام به خانۀ علی علیه السلام رفت ، در خانۀ آن حضرت چیزی جز ریگ پهن شده ، کوزه سفالین ، بالش و ظرفی برای آب نیافت.( 24)

بنابر نقلی دیگر دو کوزۀ کوچک ، ظرف مخصوص شیر که از چوب می تراشیدند ، سبویی سبز رنگ که روغن یا آرد در آن می ریختند ، چهار بالش یا متکا یا پشتی با رویه ای از پوست پر از گیاه خشک سبز رنگ ، از اثاثیۀ منزل بود. (25)

عروسی و شرکت کنندگان

دربعضی روایات آمده است که بعد از خرید ، 29 یا سی روز ، امیرالمؤمنین علیه السلام صبر کرد تا اینکه جعفر و عقیل به آن حضرت گفتند : از پیامبر صلی الله علیه واله بخواه که همسرت را به خانه بیاوری . بعضی همسران پیامبر صلی الله علیه واله گفتند: ما از پیامبر صلی الله علیه واله خواهش می کنیم که شما همسرت را بیاوری

پیامبر صلی الله علیه واله فرمود:"ما انتظار داریم خود او بیاید و از ما درخواست کند". امیرالمؤمنین علیه السلام می فرماید: عرض کردم: "حیا مانع من می شود". پیامبر صلی الله علیه واله اجازۀ مجلس عروسی و ولیمه را فرمودند ، و به امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند: هر کس را دوست داری دعوت کن". زنان به کار زنها و امیرالمؤمنین علیه السلام و عمار و بلال و چند نفر دیگر به کار مجلس مردها که در مسجد بود ، می رسیدند.

اصحاب با هدایای خود در جشن عروسی آن دو نور الهی شرکت کردند ، و از ولیمۀ عروسی که به دستور پیامبر صلی الله علیه واله فراهم آمده بود ، میل کردند. در آن مجلس 4000 نفر ازآن طعام خوردند و پیامبر صلی الله علیه واله غذایی برای امیرالمؤمنین و فاطمه علیهما السلام فرستاد ، در حالی که چیزی از آن غذا کم نشد و همچنان به جای ماند ، با وجود اینکه سه روز از آن تناول می کردند.

شب با مراسمی مخصوص ، حسب الامر پیامبر صلی الله علیه واله آن دو بزرگوار را به حجرۀ ام سلمه آوردند. ام سلمه می گوید: هنگامی که خورشید غروب کرد ، پیامبر صلی الله علیه واله فرمود : " فاطمه را بیاور ". من رفتم و دست فاطمه علیها السلام را گرفته در حالی که لباسش بر زمین کشیده می شد و از خجالت و شرم عرق از چهره اش جاری بود ، آن حضرت را نزد پدر بزرگوارش آوردم . هنگامی که خدمت آن حضرت رسید ، از شدت خجالت پایش لغزید . پیامبر صلی الله علیه واله فرمود:" خداوند تو را از لغزشهای دنیا وآخرت نگه دارد".

هنگامی که پیش روی آن حضرت قرار گرفت ، چادر را از صورت فاطمه علیها السلام کنار زد تا علی علیه السلام چهرۀ او را ببیند . سپس دست او را در دست علی علیه السلام قرار داد و این گونه بود که این زندگی نورانی آغاز شد.( 26)

ثمرۀ ازدواج نورانی

ثمرۀ این ازدواج مبارک و نورانی و الهی پنج فرزند بود . دو امام معصوم علیهما السلام ، آقا و مولایمان حضرت مجتبی علیه السلام و سرور شهیدان حضرت اباعبدالله علیه السلام ، دو دختر حضرت عقیله بنی هاشم زینب کبری و جناب ام کلثوم علیهما السلام ، که این فرزندان در زمان حیات پیامبر صلی الله علیه واله در مدت نه سال به دنیا آمدند. آخرین فرزند ایشان حضرت محسن علیه السلام بود که بعد از شهادت پیامبر به مدت چند روز به وسیلۀ ضربه های بین در و دیوار و کتک های منافقین و ظالمین به شهادت رسید. (27)

حضرت فاطمه علیها السلام نُه سال و 75 روز یا 95 روز در منزل امیرالمؤمنین علیه السلام زندگی کرد تا آنکه بعد از شهادت حضرت محسن علیه السلام به شهادت رسید.

ازدواج آسمانی

بین ازدواج آن حضرت در آسمان و تزویج آنها در زمین چهل روز فاصله بود . در اول یا ششم ذی الحجه(28 ) در حالی که طرف ایجاب عقد خداوند متعال و طرف قبول جبرئیل و خطبه خوان راحیل بود . شاهدان حاملان عرش و 70 نفر از فرشتگان بودند. نثار کنندۀ نقل این عروسی رضوان خزانه دار بهشت ، و آنچه نثار شد درّ و یاقوت و مرجان ، و حجله دار این زفاف اسماء بود.(29)

اقوال در روز ازدواج حضرت

اقوال در ازدواج چنین است : عقد در صفر و ازدواج در ذی الحجة(30)، عقد در ماه رمضان و ازدواج در ذی الحجه(31)، عقد در صفر و ازدواج در ربیع الاول ، عقد در رجب و ازدواج بعد از برگشت امیرالمؤمنین علیه السلام از بدر(32)، عقد در ربیع الاول و ازدواج هم در ربیع الاول ، عقد در اول یا ششم ذی الحجه ( 33) .، عقد در اول ذی الحجه و ازدواج در ششم ذی الحجه (34)، یک سال بعد از هجرت عقد و یک سال بعد از آن ازدواج (35)، عقد در 28 صفر و چهار ماه بعد ازدواج (36 )، عقد در محرم و ازدواج در ذی الحجه (37)، عقد چند روز از شوال گذشته و ازدواج روز سه شنبه ششم ذی الحجه (38) یا نیمه رجب.(39)

 

1. تتمة المنتهی: ص 137 . بحار الانوار: ج 43 ص 97 .

2.امالی طوسی : ج 1 ص 42 . بشارة المصطفی: ص 267.

3. امالی شیخ طوسی: ج 1 ص 29 – 42 . الفردوس ابن شیرویه دیلمی : ج 3 ص 373 . کشف الغمة: ج 1 ص 472 ، به نقل از پیامبر صلی الله علیه و اله : " لولا علی لم یکن لفاطهة کفو ". بحار الانوار: ج 43 ص 141 . مناقب : ج 3 ص 129 . بشارة المصطفی صلی الله علیه واله : ص 267 . المحتضر : ص 133 – 136 .

4. مناقب ابن شهر آشوب: ج 1 ص 353 – 363 . عیون اخبار الرضا علیه السلام : ج 1 ص 225 . عوالم العلوم : ج 11 ص– 142 . الروض الفائق: ص 256 . بحار الانوار: ج 43 ص 145 . ریاحین الشریعة: ج 1 ص 80 .

5.بحار الانوار : ج 43 ص 123 .

6. اقبال الاعمال: ص 584 . تاریخ بغداد: ج 5 ص 7 .

7. فیض العلام: ص 161 .

8. بحار الانوار : ج 43 ص 113 .

9. کافی: ج 5 ص 377 . اصابة: ج 4 ص 377 . وسائل الشیعة: ج 15 ص 10 .

10.بحار الانوار : ج 43 ص 105 . کفایة الطالب: ص 298 . تهذیب: ج 7 ص 364 . مسند احمد: ج 1 ص 80 . مناقب ابن مغازلی: ص 350 . کشف الغمه : ج 1 ص 368 . الریاض النضرة: ج 2 ص 180 .

11. بحار الانوار : ج 43 ص 112 – 113 .

12. دلائل الامامة: ص 18 . مناقب آل لبی طالب علیه السلام : ج 3 ص 399 . مدینة المعاجر: ج 7 ص 351 – 352

13. قرب الاسناد: ص 173 . کافی : ج 5 ص 377 .

14.بحار الانوار : ج 43 ص 112 – 113 .

15. طبقات ابن سعد: ج 8 ص 12 . مسند حمیدی: ج 1 ص 22 . دلائل النبوة: ج 3 ص 160 . سنن ابی داود: ج 1 ص 490 . الفقه الاکبر: ج 3 ص 6 .

16. الثغور الباسمة: ص 30 . اعلام النساء: ج 3 ص 1199 .

17. بحار الانوار : ج 43 ص 113 .

18. بحار الانوار : ج 43 ص 113 .

19.بحار الانوار : ج 43 ص 113.

20. مدینة المعاجز: ج 2 ص 336

21.بیت الاحزان: ص 57 .

22. سنن المصطفی صلی الله علیه واله : ج 2 ص 538 .

23. صفوة الصفوة ( ابن جوزی ) : ج 2 ص 3 .

24.فاطمة الزهراء علیها السلام بهجة قلب الوصطفی صلی الله علیه واله : ص 674 ، از المناقب احمد بن حنبل (خطی ).

25.بحار الانوار : ج 43 ص 94 .

26.بحار الانوار : ج 43 ص 96.

27. دلائل الامامة طبری : ص 45 – 47 .

28. بحار الانوار : ج 43 ص 97 .

29. بحار الانوار ج 43 ص 92 – 113 – 145 .

30. الذریة الطاهره : ص 93 – 94 . بحار الانوار : ج 43 ص 136 .

31. کشف الغمة: ج 1 ص 364 . بحار الانوار : ج 43 ص 136 . ذخائر العقبی : ص 26

32. کشف الغمة : ج 1 ص 364 . بحار الانوار : ج 43 ص 136 . ذخائر العقبی : ص 26

33. مصباح المتهجد: ص 465

34.بحار الانوار : ج 43 ص .

35.کشف الغمة ک ج 1 ص 264 . الثغور الباسمة : ص 27 .

36. نظم درر السمطین : ص 189

37. الشرف المؤبد : ص 55 . الانوار المحمدیة من المواهب اللدنیة : ص 146 .

38. امالی شیخ طوسی : ج 1 ص 42 . بحار الانوار : ج 43 ص 97 . وسائل الشیعة : ج 14 ص 178 .

39. توضیح المقاصد : ص 29 . مسار الشیعة : ص 17 . مصباح کفعمی : ج 2 ص 600 . فیض العلام : ص 106 .

 

1-    عزل ابوبکر از تبلیغ سوره برائت:

در این روز در سال نهم هجرت، ابوبکر از تبلیغ سوره برائت عزل شد. سپس پیامبر صلى الله علیه و آله امیرالمؤمنین‏ علیه السلام را روانه فرمود که آیات برائت را از ابوبکر بگیرد و خود بر اهل مکه قرائت فرماید.(1)

آغاز ماجرا این بود که در سال 9 هجری پیامبر صلى الله علیه و آله ابوبکر را به مکه فرستاد تا آیات اوایل سوره برائت را بر کفار بخواند. پس از رفتن او جبرئیل نازل شد: «یا رسول اللَّه، اداى این امر باید به دست شما یا به دست مردى که از شماست انجام شود». به روایت دیگر: «باید على‏ علیه السلام از جانب تو تبلیغ کند».

پیامبر صلى الله علیه و آله امیرالمؤمنین علیه السلام را که به منزله جانش بود معین کردند و به او فرمودند: شتاب کن و آیات را از ابوبکر بگیر و در موسم حج بر مردمان قرائت کن.

فرستادن امیرالمؤمنین‏ علیه السلام و بازگشت ابوبکر
آن حضرت ناقه غضباء را به امیرالمؤمنین ‏علیه السلام داد و آن حضرت همراه جابر بن عبداللَّه حرکت فرمود، و در روز دوم به ابى‏بکر رسید و آیات برائت را از وى گرفت و اختیار آمدن یا برگشتن را به خود او واگذار کرد.

ابوبکر به مدینه بازگشت و به پیامبر صلى الله علیه و آله عرض کرد: «مرا براى کارى لایق دانستى که دیگران مشتاق آن بودند، ولى مقدارى که رفتم مرا معزول نمودى»؟ حضرت فرمود: «من تو را معزول نساختم بلکه خدا تو را معزول ساخت».

تبلیغ سوره برائت توسط امیرالمؤمنین ‏علیه السلام‏
امیرالمؤمنین‏علیه السلام آیات را در سه روز ایام تشریق در منى که مجمع کفار و مشرکین بود و از بغض و عداوت على‏علیه السلام آکنده بودند، هر صبح و شام همراه با فرمایشات پیامبر صلى الله علیه و آله بر مردم قرائت مى‏نمود و سپس به مدینه مراجعت فرمود.

از هنگامى که على‏علیه السلام به مکه رفته بود، از فراق او آثار حزن بر صورت مبارک پیامبر صلى الله علیه و آله ظاهر گشته بود. صحابه با خود مى‏گفتند: شاید خبر فوت آن حضرت از آسمان رسیده، یا از ما دلتنگ شده باشد.

ابوذر رحمه الله نزد پیامبر صلى الله علیه و آله داراى مقام و منزلتى بود و لذا او را نزد آن حضرت فرستادند. ابوذر کلمات اصحاب را عرضه داشت، و آن حضرت فرمود: «حزن و اندوه من براى مفارقت على است».

بازگشت امیرالمؤمنین‏ علیه السلام از تبلیغ برائت‏:
ابوذر براى اطلاع از حال على‏علیه السلام از مدینه به استقبال آن‏حضرت حرکت کرد، و در اثناى راه به امیرالمؤمنین‏علیه السلام رسید و با آن حضرت دیدن کرد و عرض کرد: پدر و مادرم فداى شما باد، آهسته تشریف بیاورید تا من پیشتر بروم و بشارت آمدن شما را به پیامبر صلى الله علیه و آله بدهم.

ابوذر به سرعت خود را به پیامبر صلى الله علیه و آله رسانید و آمدن على‏علیه السلام  را به پیامبر صلى الله علیه و آله بشارت داد. آن حضرت با اصحاب به استقبال على‏علیه السلام آمدند و چون به آن جناب رسیدند، پیاده شده آن حضرت را در آغوش گرفتند و صورت مبارک خود را بر شانه على‏علیه السلام گذاشتند و از شوق دیدار گریستند و امیرالمؤمنین‏علیه السلام نیز گریستند. پس پیامبر صلى الله علیه و آله به على‏ علیه السلام فرمود: «پدر و مادرم به قربانت، در مکه چه کردى»؟ امیرالمؤمنین ‏علیه السلام از آنچه انجام شده بود به آن حضرت خبر داد.(2)

 


1
) توضیح المقاصد: ص 29. مصباح کفعمى: ج 2 ص 60. بحار الانوار: ج 97 ص 384. شرح احقاق الحق: ج 7 ص 422 . فیض العلام: ص 106 - 107.
2) فیض العلام: ص 107

2-    آغاز نامه ها برای جنگ صفین :

چون دو روز از ورود امیرالمونین علیه السلام به صفین گذشت، در اول ذی الحجه حضرت برای معاویه نامه نوشتند و او را موعظه فرمودند. ولی آخرالامر قرار بر آهن شد که روز اول صفر بعد از ماه محرم جنگ شروع شود و روز اول صفر جنگ صفین آغاز شد.(1)

به نقلی ورود آن حضرت در 22محرم بوده است.(2)

1)       تتمه المنتهی ص 24

2)       قلائد النحور: ج محرم و صفر ص 2-3 و نورالابصار شبلنجی: ج1 ص 82

سال    
ماه
روز      
منطقه 
select
اذان صبح 05:14:31
طلوع خورشید 06:41:00
اذان ظهر 12:01:56
غروب خورشید 17:22:26
اذان مغرب 17:40:13
نیمه شب شرعی 23:16:56