پنجشنبه 3 خرداد 1397   
 
پیشینه تاریخی

پیشینه تاریخى قم

بر اساس یافته هاى باستان شناسى، منطقه قم حدّاقل از هزاره پنجم قبل از میلاد مسکونى بوده است، سابقه کهن و تاریخى قم با توجّه به شواهد و قرائن موجود و به گواهى اشیاء به جاى مانده و با استناد و اشاره به متون تاریخى، از جمله تکرار سه بار نام قم در شاهنامه فردوسى ـ که مأخذ آن به پیش از اسلام مى رسد ـ و وجود تفرّجگاه در عهد ساسانى، وجود دهکده ها، رودخانه ها، پل ها، آسیاب هاو آتشکده معروف، حکایت از این پیشینه دراز دارد.

آنچه مسلّم است، قم پیش از اسلام شهرى بسیار آباد، زیبا، گسترش یافته و مورد توجّه همگان بوده است. در جنگ هاى قادسیه و نهاوند هزاران سپاهى از این شهر به سردارى شیرزاد با مسلمانان جنگ کردند و زمانى که اسلام در ایران ظهور نمود، سکنه آن مجوس بوده وجزیه مى پرداختند.

در رابطه با سابقه تاریخى قم عقاید گوناگونى ابراز شده است که مهم ترین آن ها را مى توان این گونه بیان کرد:

گروهى پیدایش قم را به روزگار پادشاهان اساطیرى ایران، کیقباد و کیخسرو نسبت مى دهند و عقیده دارند، هنگامى که کیقباد ساسانى به نزد هیاطله مى رفت، چون به قم رسید آن را در نهایت ویرانى دید، علّت را جویا شد، پاسخ دادند: در اثر حمله اسکندر به چنین روزى درآمده است. هنگامى که کیقباد برگشت دستور آبادانى آن را صادر کرد و آن را «ویران آبادان کردکوان» - یعنى خراب و ویران بود کیقباد آن را آباد نمود - نام نهاد. این نام همچنان تا زمان یزدگرد سوّم بر این شهر اطلاق مى شد.

برخى عقیده دارند تاریخ پیدایش قم به تهمورث، سوّمین پادشاه پیشدادیان مى رسد. توجّه به محلّ اصلى شهر قم که ویرانه هاى آن در حال حاضر در کیلومتر یک شرق شهر است و همچنین از نام هاى آبادى هاى اطراف شهر و وضع زندگانی سکنه این روستاها، تردیدى باقى نمى ماند که شهر قم بر خلاف گفتة یاقوت حموی [1]از شهرهاى مستحدثه دوره اسلامى نیست بلکه مدّت ها پیش از ظهور اسلام وجود داشته و از شهرهاى آباد ایران بوده است.

نام قم در توصیف زعفران آن در کتاب «خسرو کوذان وریذک» از آثار زمان ساسانى نیز ذکر گردیده است.[2]

بعضى هم عقیده دارند، این شهر را طلحه بن احوص اشعرى بنا کرده است و گروهى دیگر آن را شهر اسلامى مى دانند که در دوره اسلامى، یعنى در سال 83 هـ ق ساخته شده است.

امّا در هر حال این شهر در سال 23 هـ ق به دست ابوموسی عبدالله بن قیس اشعرى فتح گردید و از این تاریخ نفوذ اسلام بر این شهر گسترش یافت، صحرانشینانى در ابتدا به سوى چراگاههاى به وجود آمده در این سرزمین و سرپناه هایى که در پارسى «کومه» نامیده مى شد، روى آورده سپس این اجتماع کومه ها به قریه و آن گاه به شهر تبدیل گردید، امّا نام اصلى کومه یا کوم معرّف این دیار گردید نفوذ زبان عربى در این سرزمین واژه کوم را به قم مبدّل کرد، چرا که اعراب گودال هاى پر آب را قمقمه گویند و چنین گودال هایى در این منطقه به فراوانى یافت مى شد، پس نام قم براى همیشه بر این منطقه اطلاق گردید.

در سال 83 هـ ق و در زمان خلافت عبدالملک مروان که حکومت عراقین به عهده حجّاج بود، وى عبدالرّحمن بن محمّد اشعث را با شصت هزار سوار سلحشور به فتح کابل و قندهار فرستاد که بعد از بروز اختلاف عبدالرّحمن یاغى شد و سه بار لشکر حجّاج را در نزدیکى عراق شکست داد، امّا در جنگ چهارم لشکر عبدالرّحمن شکست سختى خورد و او کشته شد و سپاهیانش پراکنده شدند که در میان آنها جمع کثیری از اشعریان[3] به همراه سردارانشان ابوموسى عبدالله بن قیس و طلیحه بن احوص که از فرزندان ملک اشعرى بودند، ناحیه قم را براى سکونت برگزیدند، این اعراب اشعرى شیعى مذهب و از راویان احادیث و از مجتهدین دین و پیروان ائمه اطهار(ع) بودند، بدین جهت سادات علوى در زمان خلفاى بنى العبّاس، هرگاه کار برایشان سخت مى شد. قم را محلّ اقامت بر مى گزیدند و بدین ترتیب این شهر پناهگاه علویان گردید.

توجّه شیعیان به این شهر، با ورود حضرت معصومه(س) و دفن پیکر ایشان و همچنین دفن عدّه اى از امام زادگان و علماء و محدّثان در قبرستان آن، که خارج از شهر و سمت مغرب بوده، قم را به یکى از مراکز مهمّ شیعه نشین تبدیل نمود.

از آن زمان مردم قم به تدریج منازل مسکونى خود را به قبرستان نزدیک کردند تا به بارگاه حضرت معصومه(ع) نزدیک باشند و از زیارت مرقد وی برخوردار گردند. به همین جهت در اثر گذشت زمان ساختمان هاى شهر در سمت مشرق متروک شد و مردم به طرف غرب روى آوردند. در اوایل قرن سوّم هجرى شهر قم به دو قسمت بزرگ و کوچک به نام هاى «مینجان» و «کمندان» تقسیم گردید، در مینجان یک هزار خانه وجود داشته و در داخل آن دژ استوارى متعلّق به ساکنان اصلى قم قرار داشته است.

ساکنان اصلى شهر آمیخته اى از بنى مذحج و اشعرى ها و اقوام قدیم ایرانى بوده اند. راه ها از قم به رى، اصفهان، کرج (در حدود نهاوند فعلى) و همدان عبور مى کرده است. خراج قم چهار میلیون و پانصد هزار درهم بود.

یاقوت حموى در کتاب ارزشمند خود در رابطه با شهر قم چنین نگاشته است: «قم شهرى است اسلامى که اثرى از ایرانیان قدیم در آن نیست. در این شهر چاههایى است که در سردى و خوش گوارى آب آن در دنیا نظیر ندارد و گویند که گاه در تابستان یخ از آن چاهها بیرون مى آید (؟!)، بناهاى این شهر از آجر است. سرداب هاى قم در نهایت خوبى است. بین قم و رى بیابان کویرى است که در آن کاروانسراهایى بنا کرده اند. تمام اهل قم شیعه امامى هستند...»[4]

اصطخرى از جهانگردان و جغرافى نگاران معروف قرن های سوّم و چهارم هجرى قمرى معتقد است؛ «قم شهرى است که بارو ندارد و شهرى پر نعمت است و آب آن از چاه هاست و در اصل با نمک آمیخته است و در آنجا چاه هاى فراخ و بلند کنند سپس از بن آن تا بالاى چاه بنا نهند پس چون زمستان آید سراسر آن آب بیابان ها و باران ها را به این چاه سر دهند و چون در تابستان از آن به کار برند بسیار گوارا باشد و آب بستان هاى ایشان با دلو است».[5]

بلاذرى از نویسندگان قرن سوّم مى نویسد: «چون ابوموسی اشعرى از نهاوند به اهواز شد با احنف بن قیس به سال 23 هـ ق به قم آمد و پس از چند روز آن را گشود و گفته اند احمدبن قیس را مأمور کرد و او به سال 23 هـ ق آنجا را فتح کرد و بعضى گویند قم بین اصفهان و ساوه و شهرى بزرگ و زیباست و مردم آن همه شیعه امامى اند».[6]

در دوره خلافت عبّاسى قم تابع اصفهان بوده و حاکم مستقلى نداشته است. امّا در دوران خلافت هارون الرشید این شهر از اصفهان جدا شد. در دوره مأمون، معتصم، واثق، متوکّل، مستنصر، مستعین و معتز به علّت نافرمانی مردم قم از پرداخت خراج و ارادت به خاندان نبوت و ائمه اطهار(ع) جنگ هاى خونینى در گرفت و کارگزاران حکومتى خلیفه، خانه ها و باغ ها را ویران کردند و مردم را از دم تیغ گذراندند و بسیارى از آنان را به قتل رساندند.

نفوذ اسلام بر دل هاى مردم این شهر چنان استوار و عمیق بود که در زمان خلافت عبّاسیان این شهر، مأمن سادات و مقصد مهاجران تحت تعقیب قرار گرفت. و این منطقه به شهرى بزرگ و شیعه نشین تبدیل شد. از این زمان قم نزدیک به دو قرن آباد و پر جمعیت بود، امّا از نیمه دوّم قرن چهارم به علّت نامعلومى روبه انحطاط و ویرانى نهاد و بیشتر مردم آن جلاى وطن کردند.

در حمله مغول به ایران، قم نیز از این تهاجم در امان نماند و به ویرانه اى مبدّل گردید. امّا در زمان صفویان رو به آبادى گذاشت و دوباره رونق گرفت.

در قرون سوّم و چهارم هجرى قمرى قم گسترش یافت، به حدّی که 52 آسیاب در آن گردش مى کرده است، و در قرون پنج و شش هجرى قمرى دو سوم قم بیش از یک فرسخ فاصله داشت و در دو جاى آن نماز جمعه برگزار مى شد.

در حوالى قرن هفتم هجرى قمرى که مغولان به ایران حمله کردند، شهر قم نیز دستخوش قتل و غارت و تاراج آن قوم قرار گرفت و به صورت ویرانه اى درآمد. از جمله در سال 616 هـ ق چنگیز و در سال 651 هلاکو و در سال هشت صد هجری قمرى تیمور به این شهر حمله کردند.[7]

این شهر تا روزگار تیمور بسیار گسترده و پر جمعیت بود. در آن زمان خاندان مقتدر و حاکم قم، خاندان صفویان بودند که دو قرن از میانه قرن هفتم تا دوّمین دهه قرن نهم هجرى قمرى در این شهر نفوذ و عظمتى داشته و از موقعیت اجتماعى ویژه اى برخوردار بوده اند و افرادى از آن میانه در فاصله سال هاى 736 ـ 815 هـ ق در قم و توابع آن با اقتدار و استقلال فرمانروایى مى کردند. نیاى بزرگ این خاندان على صفى از بزرگان قم در قرن هفتم هجرى قمرى بود.

امراى این خاندان به ترتیب عبارت بودنداز: خواجه تاج الدّین، على اصیل، خواجه على صفى، خواجه محمود قمى، خواجه اصیل الدّین قمى، خواجه ابراهیم، خواجه محمّد که آخرین ایشان بوده و در نهایت به سال 815 هـ ق فرمانروایی نمودند.

در قرن نهم هجرى قمرى شهر قم تا حدودى رو به آبادانی رفت و در شمار شهرهاى متوسط در آمد.

در کتاب روضه الصفا[8] که در اواخر تیموریان نگاشته شده، از قم یاد شده است.

در زمان صفویان، این خاندان نسبت به قم توجّه خاصی نمودند و این شهر رو به آبادى گذاشت و داراى ساختمان هاى نسبتاً زیبا گردید و جمعیت آن به پنجاه هزار نفر رسید.پنج تن از امراى این سلسله در قم به خاک سپرده شده اند.[9]

در زمان یورش افغان ها، قم دوباره رو به ویرانى رفت به خصوص هنگامى که گروهى از لشکریان افغان این شهر را پایگاه خود قرار داده و فساد زیادى در آن به راه انداختند. در دوره قاجاریه و در زمان فتحعلى شاه مجدداً آبادی قم آغاز گردید.

لرد کرزن[10] در کتاب خود آورده است؛ فتحعلى شاه در ایام جوانى نذر کرده بود که اگر به سلطنت برسد؛ اوّلاً از قم مالیات نگیرد، ثانیاً آن را آباد کند و پس از جلوس به شرط دوّم وفا کرد و با آن که به امساک شهرت داشت در کمال سخاوت در تعمیر و تزیین شهر قم کوشید...[11]

گنبد حضرت فاطمه معصومه(ع) را با خشت هاى مسین زراندود تزیین نمود و یک بیمارستان(مدرسه دارالشفا)، یک مدرسه علمیه و یک مهمان سرا در شهر قم ایجاد کرد و براى خویش مقبره اى ساخت. قبر فتحعلى شاه و دو پسر و نواده اش محمد شاه در جوار مرقد حضرت فاطمه معصومه(ع) است.

در زمان محمّدشاه دوباره ویرانى به قم راه یافت. در کتاب جغرافیاى جهان نما که در زمان این پادشاه نوشته شده، قم را شهرى مخروبه و خالى از عمارت، معرفى کرده و جمعیت آن را 25 هزار نفر نوشته است.

در زمان ناصرالدّین شاه گاهى از اوقات قم، تیول زنان و امام زاده ها بوده است و عوارض سنگین از مردم دریافت مى کرده اند. از نوشته دکتر فوریه[12] که اواخر سلطنت ناصرالدّین شاه به قم رفته و عکس هایى از قم منتشر کرده چنین برمی آید که در آن زمان قم برج و بارو و دروازه با عظمت و با شکوهى داشته است و آن شهر در میان باغ هاو سبزه زارها احاطه شده بود. پهناى رودخانه قم بسیار زیاد بوده است در همین زمان است که یکى از زیباترین بناها در قم بنا شد و آن صحن نو و ایوان آینة حضرت فاطمه معصومه(س) است که ساختمان آن را میرزا ابراهیم امین السلطان شروع کرد و پسرش میرزا على اصغرخان اتابک به انجام رسانید.

از بناهاى مهم آن روز قم صحن نو و ایوان آینه حضرت معصومه(ع) است که در اواخر سلطنت ناصرالدّین شاه ساخته شده و دیگر سقف تیمچه ای است در بازار به نام تیمچه بازار که شاید کم تر نظیر آن را بتوان پیدا کرد.

شهر قم هر اندازه وسیع تر و پر جمعیت تر مى گردید، بافت آن به حال خود باقى بود تا اوایل سلطنت رضاخان از سال 1307 به بعد کم کم وضع آن تغییر کرد. قبرستان رسمى که در پشت دیوار شمالى صحن نو تا مقابل مسجد امام وجود داشت تسطیح شد و در دو طرف آن دو خیابان آستانه و ارم و در وسط، باغى به نام باغ ملّی احداث گردید، سپس دروازه اى که روى پل رودخانه وصل به بازار وجود داشت و بازار متّصل به آن را ویران کردند و تا انتهاى میدان کهنه ادامه دادند و یک خیابان وسیع و طولانى شرقى ـ غربى به نام خیابان آذر احداث کردند و همچنین از مقابل در بزرگ مسجد امام حسن عسکری(ع) بخشى از بازارنو و خانه ها براى ایجاد خیابانى به نام خیابان بهروز از میان رفت.

چرا قم را"قم" گفتند؟

علل مختلفی برای وجه نام گذاری این شهر به"قم" ذکر کرده اند، ما در اینجا به طور اختصار هر یک از آنها را خاطرنشان می کنیم و قضاوت آنها با خود شما:

1ـ کلمه"قم" معرب"کومه" است، با این توضیح: که این سرزمین پیش از آنکه به صورت شهر درآید، دارای گودال های پر آبی بود، چوپانان گوسفندان خود را برای آشامیدن آب و چریدن در سبزه زارهای اطراف آن گودال ها می برده اند. به تدریج چوپانان به خاطر توقف طولانی در آن سرزمین مسکن های موقتی که به فارسی به آن"کومه" می گویند، ساختند، این کومه ها کم کم زیاد شد و به صورت قریه ای درآمد، رفته رفته به صورت شهر درآمد و به نام همان کومه(یا کوم) برای آن باقی ماند.

پس از ظهور اسلام و نفوذ زبان و ادبیات عرب و ایران در یکدیگر، بسیاری از کلمات فارسی تغییر شکل داد و از جمله"کوم" مبدل به"قم" گردید، همانطور که کرمانشاهان"قرمیسین" خوانده شد.(28)

2ـ رسول اکرم در شب معراج، مشاهده کرد که ابلیس در این سرزمین نشسته است فرمود:"قُم یا مُلعْون؛ برخیز(و از اینجا برو) ای ملعون." از این رو اسم این سرزمین را"قم" نهادند(29).

دراین معنا شاعر نیکو سروده است:

به ابلیس گفتا شه دین که قم از این بقعه ملعون تو می باش

به قم گفتن سیدالمرسلین به قم گشت این سرزمین

3ـ‌ نیز روایت شده رسول خدا(ص) فرمود:"در شب معراج به بقعه ای در سرزمین جبل نظر کردم، که از نظر رنگ زیباتر از زعفران و از نظر بوی، خوش بوتر از مشک بود،‌و شخص پیری در آن نشسته و بر سرش بْرنسی(کلاه دراز) بود گفتم: ای جبرئیل این بقعه چیست؟ عرض کرد: این بقعه ای است که شیعیان علی(ع) در آن به گرد هم می آیند، گفتم: این شخص کیست؟! گفت:‌ابلیس است، گفتم او از آنها چه می خواهد؟!

گفت: می خواهد آنان را از ولایت و دوستی علی(ع) منع کند و به سوی فسق و فساد سوق دهد، گفتم: مرا بر زمین فرود آر، از برق تندتر بر زمین آمدیم، نزد ا و آمده و گفتم"قم یا ملعون...؛ برخیز ای دور افتاده از رحمت خدا، با طایفه مرجئه دشمنان آنها در زن و مالشان شرکت کن، چه آنکه اهل قم شیعیان من و شیعیان وصی من علی بن ابیطالب(ع) می باشند."(30)از این رو به این سرزمین"قم" گفتند.

نور محمدی چو به معراج در رسید ابلیس را به بقعه قم با سپاه دید

زد بانک احمدی که بشو دور ای پلید این سرزمین بهشت، نه جای تو و مرید

اُخْرج تو ای لعین و پلید و تباهکار

4ـ امام هادی(ع) فرمود: قم را از آن جهت قم گفتند، چون کشتی حضرت نوح در آن طوفان معروف در این زمین ایستاد و این سرزمین قسمتی از بیت المقدس است.(31)

5ـ امام صادق(ع) فرمود: قم را"قم" گفتند چون اهل قم با قائم آل محمد(ص) امام زمان(عج) قیام می کنند و به نصرت و پشتیبانی آن حضرت می روند.(32)

6ـ‌ بعضی گویند به واسطه رودخانه و مسیله و دریاچه و گودال های فراوان پر آبی که در اطراف قم دیده می شوند و عرب به جایی که پرآب باشد قمقمه می گویند از این رو با حذف زواید این سرزمین را"قم" گفته اند.

7ـ یکی از وجوه نام گذاری قم را چنین گفته اند، قبلاً اسم قریه های قم، کُمندان بود، سپس بعضی از حروف کمندان را انداختند و آنگاه"کم" را معرب و مبدل به"قم" کردند.(33)

باید توجه داشت که مشهورترین نام این سرزمین که تاکنون به همین نام گفته می شود"قم" است که بیان شد.

ولی این سرزمین اسم های دیگری هم دارد که آنها را صاحب انوار المشعشین در این کتاب، ج 1، ص 96 با استفاده از روایات، نام برده و می گوید: زیادی اسم دلالت بر افزایش شرافت کند... و آن نام ها از این قرار است:

زهرا، ارض جبل، قطعه من بیت المقدس، مطهره، مقدسه، مجمع انصار القائم، حرم اهل البیت، حجه‏ٌ علی البلاد، بحر، مأوی للفاطمیین، استراحتگاه مؤمن، آشیانه آل محمد، معدناً للشیعه، کوفه صغیره، مأوی لشیعه آل محمد، معدناً للعلم و الفضل، مختار البلاد، مقصم الجبارین، مذاب الجبارین، بلد الائمه، ‌بلد شیعه الائمه، امان للخائفین، مفزع للمؤمنین، مفرللهاربین، المدفوع عنها البلاء، المرفوع عنها البلاء، المفتوح الیه باب الجنه، بلد الامین، مرفوف الملائکه، خاک فرج، محروس الملائکه، مزین‏ٌ بالعرب.(34)

آثارتاریخى قم

در استان قم بیش از 362 اثر تاریخى و قدیمى که از قرون گذشته بنا گردیده و بر جاى مانده، شناسایى شده است. این مجموعه آثار شامل مقبره هاى متبرّکه، مساجد، مدارس تاریخى، کاروانسراها، قلعه ها، میل ها و مناره ها، آب انبارها، تپّه هاى باستان و...، مى باشد. بعضى از این آثار مالک شخصى ندارند و بعضى همچون امام زاده ها موقوفه هستند. آب انبارها و کاروانسراهایى که مالکشان مشخّص نیست، یا متعلّق به اموال شخصى است و یا جزو اموال دولت به شمار مى آید، امّا به طورکلّى از 362 اثر تاریخى، 172 اثر در فهرست آثار ملّى کشور ثبت شده است. به جز بناى گنبد مطهّر حضرت معصومه(ع) و ابنیه مساجد و امام زادگان(ع) که هر یک در جاى خود توضیح داده شده است، کاروانسراها و قلعه هاى قدیمى از جمله یادگارهاى با ارزش معمارى ایران محسوب مى شود و از روزگار کهن به دلایل گوناگون ارتباطى، اقتصادى، نظامى، جغرافیایى و مذهبى بنیاد گردیده و در ادوار مختلف به تدریج توسعه و گسترش یافته است. اگرچه اماکن و بناهاى تاریخى بسیارى نیز در استان وجود داشته که تخریب شده است و تنها از آنها یاد مى شود، همچون تپّه صدم، تپّه گل درویش، امام زاده شاه جان، مدرسه ملّاصادق، بناى قصر دختر و مسجد جام صدم و... عوامل تخریب آن بناها اغلب پیمانکاران خصوصى و یا برخى از ادارات و نهادها بوده اند.

1

آب انبار صفوی

شهر کهک

2

آتشکده نویس

بخش خلجستان،روستاى برزو

3

امارت بارگیر قمرود

قمرود

4

بقعه علمدار کیاب

بخش خلجستان، روستاى کیاب

5

تیمچه بزرگ

خیابان آیت الله طالقانى، راسته بازار بزرگ

6

پل دلاک

بخش قمرود، روستاى محمّدآباد کاج

7

آقانپّه قشلاق

روستاى قشلاق

8

تپّه انبوز

اطراف شهر قم

9

تپّه سکینه خاتون

بخش مرکزى، شهر قنوات

10

تپّه صرم

بخش کهک، روستاى صرم

11

تپّه قلعه (دوازده قلعه)

بخش خلجستان، روستاى نویس

12

تپّه قلعه خورآباد

بخش کهک، روستاى خورآباد

13

تپّه قلعه مبارک آباد

بخش مرکزى، روستاى مبارک آباد

14

تپّه قلى درویش

اطراف روستاى جمکران

15

تپّه کبری

بخش خلجستان، روستاى قاضى پاین

16

قره تپّه

بخش مرکزى، روستاى شاهجرد

17

قره تپّه قمرود

بخش قمرود، 23 کیلومترى شمال شرقى قم

18

حمّام حاج عسکرخان

خیابان آیت الله طالقانى، راسته بازار بزرگ

19

خانه امام خمینی

خیابان معلّم، محله یخچال قاضی

20

خانه آیت الله حائری

خیابان آیت الله طالقانی

21

خانه حاجعلى خان زند

خیابان انقلاب، ک.ش 17(محله چهارمردان)

22

خانه حاج قلى خان

خیابان انقلاب، کوچه شماره 17، محله چهارمر

23

خانه حکیم ملّاصدرا

شهر کهک

24

خانه سید حاجى روحانی

خیابان انقلاب اسلامی

25

خانه شاکری

خیابان آیت الله طالقانی

26

خانه قوبکی

خیابان آیت الله طالقانی

27

خانه یزدان پناه

خیابان نوزده دى، ک. ش. 11

28

خانه توکّلی

خیابان آیت الله طالقانی

29

خانه مهدى زاده

خیابان معلّم، محله یخچال قاضی

30

خانه فیض

بلوار (55 مترى) عمّاریاسر، محله باغ پنبه

31

ساختمان هشتی

م. الهادی

32

سدّکبار

28 کیلومترى جنوب شرقى جاده قم ـ کاشان

33

قصر دختر

کیلومتر سه جنوب قم

34

قلعه تپّه طغرود

بخش جعفریه، روستاى طغرود

35

قلعه جمکران

کیومتر شش شرق قم، روستاى جمکران

36

قلعه زاد (بارى) بلاغ

جاده قدیم قم ـ تهران

37

قلعه سنگی

انتهاى بخش قمرود، روستاى محمّدآباد کاج

38

قلعه سنگى واسون

بخش کهک، روستاى نیزار

39

قلعه گچی

انتهاى بخش قمرود، روستاى محمّدآبادکاج

40

قلعه گلی

 

41

قیز قلعه سى جمکران

روستاى جمکران

42

کاروانسراى آوه

بخش جعفریه، جنوب جاده قم ـ ساوه، حوالى روستاى آوه

43

کاروانسراى اتابکی

جاده قدیم قم ـ کاشان

44

کاروانسراى باقرآباد

جاده قدیم قم ـ تهران، منطقه على آباد

45

کاروانسراى پاسنگان

 

46

کاروانسراى تاج خاتون

بخش مرکزى، جاده قم ـ اراک

47

کاروانسراى خشتى پل دلاک

جاده قدیم قم ـ تهران

48

کاروانسراى پل صدری

بخم جعفریه، جاده قم ـ گازران

49

کاروانسراهاى حوض سلطان

بخش قمرود، شرق روستاى چشمه شور و شمال دریاچه حوض سلطان

50

کاروانسراى دیر

 

51

کاروانسراى سفید آب

شرق دریاچه نمک

52

کاروانسراى سنگی

انتهاى بخش قمرود، روستاى محمّدآبادکاج

53

کاروانسراى قلعه سنگى على آباد

کیلومترى جاده قم ـ رى (تهران)

54

کاروانسرا صدرآباد

پنجاه کیلومترى شمال شرقى قم

55

کاروانسراى عسکرآباد

جاده قدیم قم ـ تهران

56

کاروانسراى سنگى کوه نمک

بخش جعفریه، جاده قم ـ گازران

57

کاروانسراى منظریه

25 کیلومترى جاده قدیم قم ـ تهران

58

کاروانسراى طلّاب(مجموعه کاروانسرا)

بخش سلفچگان، سى کیلومترى جاده قم ـ اراک

59

مجموعه تاریخى صفی

بخش خلجستان، روستاى طینوج

60

مجموعه راسته بازار کهنه و نو

خیابان نوزده دى و خیابان آیت الله طالقانى، در جوار محله عربستان

61

مجموعه على آباد

على آباد، جاده قدیم قم ـ تهران

62

محوّطه باستانى شمشیرگاه

بخش جعفریه، روستاى محمودآباد

63

مقابر باغ گنبد سبز

خیابان انقلاب، خیابان شهید روحانی

64

میل بابک

انتها بخش قمرود، روستاى محمّدآبادکاج

65

میل دلاک

جاده قمرود

66

میل سنگى چاهک

بخش خلجستان، روستاى چاهک

67

میل صفرعلی

انتهاى بخش قمرود، روستاى محمّدآبادکاج

68

میل على آباد

جاده قدیم قم ـ تهران

69

میل میم

بخش کهک، روستاى میم

70

میل شهرستان

بخش مرکزى، حوالى روستاى سراجه

بناهاى مهم: از ساختمان هاى مهم آن روز قم، دبیرستان حکیم نظامى، بیمارستان هاى فاطمیه ـ سهامیه و نکویى، مسجد اعظم و مدرسه حجتیه را مى توان نام برد. همچنین قسمت هایى از مساجد امام حسن عسکری(ع)، جامع، پنجعلى و چند بنا و مسجد دیگر جزو ابنیه قدیمى آن روز قم به حساب مى آمدند.

اقتصاد و درآمد مردم: موضوع مهمى که در گذشته اقتصادی سکنه شهر قم کاملاً چشمگیر است وجود مرقد مطهّر حضرت فاطمه معصومه(ع) دختر امام موسى بن جعفر(ع) در این شهر بوده است که زیارت گاه شیعیان جهان است و زائران در طول ایام سال از نقاط مختلف کشور به زیارت حضرت آمده و پس از توقّف یک یا چند روز به دیار خود باز مى گردند. ورود زائران به ویژه در ماه هاى محرّم، صفر، رمضان و سایر ایام جشن و سوگوارى بسیار چشمگیر است، به علاوه شهر قم در یک گره مواصلاتى قرار گرفته و عبور کامیون و اتوبوس هاى شهرهاى جنوب خاورى و جنوب باخترى کشور از این شهر الزام آور است. از طرفى شهر قم تنها مرکز بازرگانى شهر قنوات و دهستان هاى قمرود، قهستان و خلجستان محسوب مى گردید.

محصولات کشاورزى: قم در گذشته داراى زراعت و کشاورزی سودمند و پر فایده اى بوده است که اکنون نشانى از آن نیست از جمله کشت زعفران که روزى موجب سرافرازى کشاورزان این شهر بوده است و نیز کشت بادام، زیره، انجیر سرخ که در این شهر به خوبى به عمل مى آمده، همچنین درخت کاج در قم به صورت انبوه و زینت افزاى خیابان ها و باغات بوده است. سایر محصولات شهرستان قم عبارت بودند از؛ غلّات، پنبه، انار، انجیر و تا حدودى میوه جات دیگر.

صنایع و کارخانه ها: در قم صنایع گوناگونى وجود داشته که برخى از آنها تا همین اواخر موجود بوده است و بخشى دیگر از آن ها از بین رفته است. از جمله در شهر قم کارخانه حریربافى وجود داشته که حریر آن فوق العاده ممتاز بوده است. همچنین سریرها و تخت هاى آن به خوبى معروف بوده و چند کارخانه بلورسازی و شیشه گرى نیز دایر بوده که همه نوع چراغ، لامپ، قلیان و میوه خورى و شربت خورى و تنگ با زیبایى تمام تولید مى کرده است.

در کارخانه چینى سازی؛ کاسه، قدح و بشقاب مى ساختند، امّا بعدها صنعتى که از صنعت دیگران در خوبى و ظرافت ممتاز باشد در شهر قم از بین رفت، مگر چند صنعت که چندان مهم نیست از قبیل؛ سوهان پزى، نمدمالى، کاشى سازى و...

از کارخانه هاى مهمّ قم کارخانه ریسبافت است که در انتهاى باخترى خیابان ارم واقع و در سال 1315 تأسیس شد، محصول آن در صورت بیست ساعت کار شبانه روز پانصد بقچه ریسمان نمره دَه و بیست بود. عدّه کارگران در مدّت هشت ساعت کار در حدود سیصد تن مرد، زن و کودک است.

خطوط پست، تلگراف و تلفن: همان طور که قم در گره مواصلاتى راه هاى اصلى واقع شده، بهمین نسبت مرکز انشعاب خطوط ارتباطى بود که به وسیله رشته هاى متعدّد تلگراف و تلفن با تهران، اراک، اصفهان، محلّات، خمین، نراق، و کاشان مربوط مى شود. پست این شهر با شهرهاى مجاور با ماشین به دهستان هاى تابعه به وسیله پیک سوار انجام مى گرفت. .

خیابان هاى قدیمی: خیابان آذر از پل حضرتی شروع شده و به خطّ مستقیم تا میدان کهنه ادامه مى یافت، دوّم خیابان هاى شرقى و غربى آستانه و بهروز در پنجاه مترى جنوب پل با خیابان میدان کهنه تلاقى کرده و چهارراهى را تشکیل مى داد. خیابان ارم موازى با خیابان آستانه از طرف خاور به خیابان میدان کهنه و از طرف باختر به جادّه اصفهان منتهى مى گردید. در قسمت شمالی رودخانه، کوى قم نو خیابان هایى به ایستگاه راه آهن و جادّه تهران ـ اراک و نیز خیابان فرهنگ احداث گردیده بود.

کسبه و اصناف: در شهر قم حدود 2160 باب مغازه، مسافرخانه، گاراژ و دکاکین اصناف فعّالیت داشته اند.

ادارات و آموزشگاه ها: کلیه ادارات و نمایندگى های وزارتخانه هاى کشور، به استثناى پادگان نظامى شعباتى در شهر داشته اند. چهار دبیرستان و هفده دبستان نیز در شهر قم دایر بوده، به علاوه حدود سه هزار طلبه در مدارس فیضیه، دارالشفا و مدارس دیگر مشغول تحصیل علوم دینى بوده اند.

بیمارستان و بهدارى: بیمارستان فاطمى از مراکز مهمّ درمانى شهر قم محسوب مى شد. بهدارى قم شعبات و درمانگاه هاى متعدّدى نیزدر نقاط مختلف شهر دایر کرده بود.

آب و برق: آب قم، از رودخانه این شهر تأمین مى گردید. این رودخانه به نام های؛ گل افشان، اناربار، لعل رود، لعل بار نامیده مى شد و سرچشمه آن ارتفاعات جنوبى گلپایگان است. آب رودخانه هاى مذکور در قسمت هاى بالا شیرین و در نزدیکى قم به واسطه جنس زمین کمى لب شور مى شد و در زمستان و بهار آب آن بسیار ولى در تابستان خیلى کم بوده است. در شهر قم حدود 45 تا پنجاه آب انبار بزرگ و عمومى وجود داشت که در زمستان آب گیرى شده و در تابستان به مصرف مى رسید. قدیمی ترین آب انبارهاى شهر آب انبار سردار سید عرب، دارالشفا، میرزا ابوطالب و چهل اختران بوده است. برق شهرى فقط در شهرها دایربوده است.

القاب:شهر قم با توجه به ویژگى هاى خود که بیشتر مفهوم دینى و مذهبى دارد داراى القابى است از قبیل: دارالمؤمنین، دارالعباده، دارالموحدین، دارالعلم، مدینةالعلم،.


[1] . شهاب الدّین ابوعبدالله، یاقوت بن عبدالله حموى، از علماى برجسته و جغرافى دان مسلمان در قرن سیزدهم (وفات 1299 م).

[2] . حموى، یاقوت، مراصدالاطلاع و مجمع البلدان.

[3] . حسن بن محمّد قمى در کتاب گرانقدر خود آورده است: «از مهمترین رویدادهاى تاریخ تشیع، مهاجرت اعراب اشعرى در سال 82 هـ ق از کوفه به قم است... اعراب اشعرى، طایفه اى از قبیلۀ بنى ذخران بن وائل بن جماهربن اشعر، از اهل یمن بودند که عده اى از آن ها اسلام آوردند و در مکّه به حضرت رسول اکرم(ص) ملحق شدند. اینان در زمان فتح ایران حضور فعّال در سپاه اسلام داشتند... و بعد از فتوحات، در کوفه مستقر شدند تا زمانى که احوص و عبدالله، از بزرگان اشعرى، از ترس عقوبت حجّاج به شهر قم مهاجرت کردند... اشعرى هاى مهاجر، از شیعیان امامى بودند و توانستند در مدت کمى موقعیت خود را در قم تثبیت کنند و بر بومیان، غالب و صاحب مکنت و مال شوند. زاد و ولد بسیار آنان روز به روز شوکت و قدرت آن ها را افزایش داد... نسل اعراب اشعرى در قم، به بیش از شش هزار نفر رسید. (حسن بن محمّد قمى، تاریخ قم، ترجمه حسن بن على قمى، به تصحیح سید جلال الدّین تهرانى، ص 240 الى 270، انتشارات طوس، 1361 هـ ش.

[4] . حموى، یاقوت، مراصد الاطّلاع و مجمع البلدان، ص 275.

[5] . اصطخرى، ابواسحق ابراهیم، المسالک و الممالک، به اهتمام ایرج افشار، مؤسسۀ علمى فرهنگى، 1368، تهران.

[6] . بلاذرى، تحقیق عبدالله انیس طبّاع، مؤسسه الطباعیه و النشر، 1987/1407م، بیروت.

[7] . برخى حملۀ تیمور به قم را رد کرده اند.

[8] . برخى حملۀ تیمور به قم را رد کرده اند.

[9] . بلخى، محمّدبن خاوندشاه، روضه الصفا، تهذیب و تلخیص عبّاس زریاب، ج 1، مؤسسه انتشارات امیرکبیر، چاپ دوّم، 1375، تهران.

[10] . جرج ناتانیل کرزن، عضو مجلس مبعوثان انگلستان، خبرنگار روزنامۀ تایمز، رئیس دانشگاه آکسورد، سیاستمدار و وزیر امور خارجه، معاصر دورۀ قاجاریه (1959 ـ 1925 م).

[11] . کرزن، جرج ناتانیل، ایران و قضیۀ ایران، ج 2، ص 7، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1350، تهران.

[12] . پزشک مخصوص ناصرالدّین شاه قاجار.